لازمه طراحی هر سازه ای كه بر روی زمين (خاک) قرار می گيرد، شناخت كافی از شرايط زيرسطحی و خصوصيات لايه های زمين زير آن است. اين شناخت با روش های زير به دست مي آيد:
- مطالعه نقشه های زمين شناسی منطقه
- كسب اطلاعات فنی و پی سازی از وضعيت سازه های موجود،
- كسب اطلاعات ژئوتکنیکی از برش های موجود در لايه های خاک (چاه ها، خاكبرداری ها و ترانشه های موجود)
- اخذ گزارش مطالعات ژئوتکنیکی مرتبط با دو ساختمان در طرفين زمين مورد نظر كه با فاصله کمی از آن قرار گرفتهاند.
- انجام مطالعات ژئوتکنیکی خاص در زمين مورد نظر، متناسب با اهميت ساختمان و ارتفاع آن كسب حداقل شناخت از لايه های زمين ضروری می باشد، لكن درجه شناخت مورد نياز، متناسب با اهميت ساختمان و شرايط ژئوتکنیکی محل تعيين می گردد.
برای ساختمان های با اهميت كم و آن دسته از ساختمان های با اهميت متوسط كه تا 4 سقف و يا حداكثر 12 متر از روی شالوده ارتفاع دارند، درصورتی كه سطح اشغال آنها از 300 متر مربع تجاوز ننمايد، با مطالعه نقشه های زمين شناسی (چنانچه موجود باشد) و بررسی نحوه ساخت ساختمان های مجاور و گزارش ژئوتکنیکی آنها، بررسی مقاطع موجود (مثل گودبرداری ها يا برش موجود در پل های نزديک ساختمان مذكور) مي توان در مورد لايه های خاک توسط يک متخصص با تجربه اظهار نظر نمود. بدیهی است، در اين مورد چنانچه شواهدی از وجود نوع زمين غير از زمين های نوع I و II و III و IV جدول (2-3) در محل وجود داشته باشد انجام مطالعات ژئوتکنیکی در زمين مورد نظر، الزامی است.
برای ساير ساختمان های با اهميت متوسط (بيش از 4 سقف، يا ارتفاع از روی شالوده بيش از 12 متر، و يا سطح اشغال بيش از 300 متر مربع) و همچنين ساختمان های با اهميت زياد و بسيار زياد، انجام مطالعات ژئوتکنیکی در محل مورد نظر ضروری ميباشد.
در هر حالت چنانچه ساختمان مورد نظر (با هر درجه اهميت و هر تعداد سقف) به صورت انبوه سازی يا شهرک سازی باشد، لازم است مطالعات ژئوتکنیکی در محل مورد نظر انجام شود.
چنانچه در مراحل ساخت ساختمان نياز به گودبرداری، ايجاد ديوار حائل و يا شيب تند باشد و يا مشخصات ژئوتکنیکی لايه زير سطحی منجر به نشست زياد، لغزش، سنگ ريزش يا روانگرایی گردد، و همچنين چنانچه خاک خاصيت فروريزشی و يا تورم داشته باشد و يا سطح آب زيرزمینی بالا باشد، لازم است مطالعات ژئوتکنیکی در محل مورد نظر انجام شود.
مطالعات ژئوتکنیکی شامل حفاری (ماشینی يا دستی)، نمونه گيری دست خورده و دست نخورده، آزمايش های درجا نظير آزمايش نفوذ استاندارد و دانسيته برجا، آزمايش های فيزیکی و مكانمیکی بر روی خاک به دست آمده در آزمايشگاه و تجزيه و تحليل نتايج و نتيجه گيری در مورد وضعيت ژئوتکنیکی زمين مورد نظر می باشد. بدیهی است كليه عمليات فوق بايد بر اساس استانداردهای موجود و با دقت كافی انجام شود و در مورد بعضی نتايج مانند نفوذ استاندارد تصحيحات لازم اعمال گردد.
برای زمين هایی كه مطالعات ژئوتکنیکی (شامل نفوذ استاندارد، نمونه گيری وآزمايش های آزمايشگاهی) كافی تشخيص داده نشود ، لازم است علاوه بر مطالعات ژئوتکنیکی، مطالعات ژئوفيزیکی نيز به منظور تعيين سرعت موج برشی (Vs) در لايه های مختلف خاک انجام شود.