ﻧﺎﭘﺎﻳﺪاری ﻫﺎی زﻣﻴﻦ ﻧﺎشی از زﻟﺰﻟﻪ میﺗﻮاﻧﺪ ﺷﺎﻣﻞ رواﻧﮕﺮایی، ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی، زﻣﻴﻦ ﻟﻐﺰش، ﻓﺮوﻧﺸﺴﺖ و ﮔﺴﻠﺶ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺿﻮاﺑﻂ ﺑﻨﺪﻫﺎی (6-2-1) ﺗﺎ (6-2-4) ﺑﺎﺷﺪ.
1-2-6 رواﻧﮕﺮایی
ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻘﺎوﻣﺖ و ﻳﺎ سختی ﺑﺮشی ﺧﺎک ﺑﻪ دﻟﻴﻞ اﻓﺰاﻳﺶ ﻓﺸﺎر آب ﻣﻨﻔﺬی ﻧﺎشی از زﻟﺰﻟﻪ در ﺧﺎک ﻫﺎی ﻣﺎﺳﻪای اﺷﺒﺎع ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ اﻳﺠﺎد ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻜﻞﻫﺎی دائمی ﻣﻬﻢ ﻳﺎ اﻳﺠﺎد ﺷﺮایطی ﻧﺰدیک ﺑﻪ ﺗﻨﺶ ﻣﺆﺛﺮ ﺻﻔﺮ در ﺧﺎک میﺷﻮد، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان رواﻧﮕﺮایی ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ میﺷﻮد.
زﻣﻴﻦﻫﺎیی ﻛﻪ ﺣﺪاﻗﻞ دارای یکی از ﺷﺮاﻳﻂ زﻳﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻣﺴﺘﻌﺪ رواﻧﮕﺮایی ﺗﺸﺨﻴﺺ داده میﺷﻮﻧﺪ و ﻻزم اﺳﺖ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺧﺎص آن زﻣﻴﻦ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد:
اﻟﻒ- ﺳﺎﺑﻘﻪ رواﻧﮕﺮایی در آﻧﻬﺎ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
ب- زﻣﻴﻦﻫﺎیی ﻛﻪ از ﻧﻮع ﺧﺎک ﻣﺎﺳﻪای ﺑﺎ ﺗﺮاﻛﻢ ﻛﻢ، اﻋﻢ از ﺗﻤﻴﺰ، ﻳﺎ رسدار ﺑﺎ ﻣﻘﺪار رس ﻛﻤﺘﺮ از 20 درﺻﺪ، ﻳﺎ دارای ﻻی و ﻳﺎ ﺷﻦ ﺑﻮده و ﺗﺮاز ﺳﻄﺢ آب زﻳﺮزمینی در آنها ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ زﻣﻴﻦ ﻛﻤﺘﺮ از ﺣﺪود 10 ﻣﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
ج- منحنی داﻧﻪﺑﻨﺪی ﺧﺎک داﺧﻞ ﻣﺤﺪوده ﻣﺴﺘﻌﺪ رواﻧﮕﺮایی ﺑﺎﺷﺪ.
در ﻣﻮاردی ﻛﻪ ﻻﻳﻪ ﺧﺎک ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ دارای ﺣﺪاﻗﻞ یکی از ﻣﻮارد زﻳﺮ ﺑﺎﺷﺪ، میﺗﻮان از ﺑﺮرسی وﻗﻮع رواﻧﮕﺮایی ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﻛﺮد.
اﻟﻒ- ﻣﺎﺳﻪ ﻣﺤﺘﻮی ﺑﻴﺶ از 20 درﺻﺪ رس ﺑﺎ 20 < PI
ب- ﻣﺎﺳﻪ ﻣﺤﺘﻮی ﺑﻴﺶ از 35 درﺻﺪ ﻻی و ﺑﻪﻃﻮر ﻫﻢ زﻣﺎن 20 < N1(60)
ج- ﻣﺎﺳﻪ ﺗﻤﻴﺰ ﺑﺎ 30 < N1(60)
ﺿﻤﻨﺎً در ﻣﻮاﻗﻌﻲ ﻛﻪ ﺧﺎک ﻣﺎﺳﻪای و اﺷﺒﺎع در عمقی ﺑﻴﺶ از 20 ﻣﺘﺮ از ﺳﻄﺢ زﻣﻴﻦ ﻗﺮار دارد، ﻓﻘﻂ ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنﻫﺎی ﺑﺎ ﺷﺎﻟﻮده سطحی میﺗﻮان از ارزﻳﺎبی اﺳﺘﻌﺪاد رواﻧﮕﺮایی ﺻﺮفﻧﻈﺮ ﻛﺮد.
1-1-2-6 ارزﻳﺎبی اﺳﺘﻌﺪاد رواﻧﮕﺮایی
ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ارزﻳﺎبی اﺳﺘﻌﺪاد رواﻧﮕﺮایی ﻻزم اﺳﺖ ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺗﻨﺶ ﺑﺮشی ﺗﻨﺎوبی ﻧﺎشی از زﻟﺰﻟﻪ (CSR) و ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﺮشی ﺗﻨﺎوبی ﺧﺎک ﻣﻮﺟﻮد (CRR) ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺷﻮد.
اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺿﺮﻳﺐ اﻃﻤﻴﻨﺎن در ﺑﺮاﺑﺮ رواﻧﮕﺮایی (Fl) ﺑﻪدﺳﺖ آﻳﺪ.

ﻧﺴﺒﺖ ﺗﻨﺶ ﺑﺮشی ﺗﻨﺎوبی (CSR) ﻧﺎشی از زﻟﺰﻟﻪ در ﻻﻳﻪﻫﺎی ﺧﺎک ﻃﺒﻖ رواﺑﻂ ﻣﻮﺟﻮد در آﻳﻴﻦﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ملی و درﺻﻮرت ﻣﻮﺟﻮد ﻧﺒﻮدن از آﻳﻴﻦﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻪدﺳﺖ می آﻳﺪ. ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﺮشی ﺗﻨﺎوبی ﺧﺎک ﻣﻮﺟﻮد (CRR) ﺑﺮﺣﺴﺐ ﻧﻈﺮ ﻃﺮاح و ﺷﺮاﻳﻂ ﭘﺮوژه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻔﻮذ اﺳﺘﺎﻧﺪارد، ﻧﻔﻮذ ﻣﺨﺮوطی، ﺳﺮﻋﺖ ﻣﻮج ﺑﺮشی و ﺑﺮ اﺳﺎس آزﻣﺎﻳﺶ ﻫﺎی ﺿﻮاﺑﻂ آﻳﻴﻦ ﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﻣﻠﻲ ﻳﺎ ﺑﻴﻦالمللی ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ میﮔﺮدد.
ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺿﺮﻳﺐ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﻛﻤﺘﺮ از یک ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﺎک ﻣﺴﺘﻌﺪ رواﻧﮕﺮایی اﺳﺖ و اﺛﺮ آن ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪاری پی و ﺳﺎزه متکی ﺑﺮ آن ﺷﻮد. ﺑﻪ اﻳﻦ دﻟﻴﻞ ﺑﺎیستی ایمنی ﻣﻨﺎﺳﺐ پی ﺑﻪوﺳﻴﻠﻪ روش ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻬﺴﺎزی زﻣﻴﻦ ﻳﺎ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺎر ﺑﻪوﺳﻴﻠﻪ پی ﻫﺎی ﻋﻤﻴﻖ ﺑﻪ زﻳﺮ ﻻﻳﻪ رواﻧﮕﺮا ﺗﺄﻣﻴﻦ ﮔﺮدد. در ﺻﻮرتیﻛﻪ Fl ﺑﻴﻦ 1 و 1/25 ﺑﺎﺷﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﻧﺎشی از زﻟﺰﻟﻪ در زﻣﻴﻦ را ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و در ﻃﺮاحی ﻣﻨﻈﻮر ﻧﻤﻮد.
2-1-2-6 ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی
در زﻣﻴﻦﻫﺎی ﻣﺴﺘﻌﺪ رواﻧﮕﺮایی ﻛﻪ دارای ﺷﻴﺐ ﻣﻼﻳﻢ ﺑﻮده و ﻳﺎ دارای یک وﺟﻪ آزاد ﻧﻈﻴﺮ زﻣﻴﻦﻫﺎی منتهی ﺑﻪ ﻛﺎﻧﺎلﻫﺎی زﻫﻜﺶ، ﻧﻬﺮﻫﺎ و رودﺧﺎﻧﻪﻫﺎ و ﻳﺎ ﺳﺎﺣﻞ درﻳﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ، اﺣﺘﻤﺎل وﻗﻮع ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی وﺟﻮد دارد. ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی میﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺟﺎﺑﺠﺎیی ﻫﺎی ﺑﺰرگ در زﻣﻴﻦ ﮔﺮدد. ﺟﻬﺖ ارزﻳﺎبی اﺳﺘﻌﺪاد و ﻣﻘﺪار ﺟﺎﺑﺠﺎیی ﻧﺎشی از ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی میﺗﻮان ﺣﺪاﻗﻞ از یکی از ﺳﻪ روﻳﻜﺮد تحلیلی، ﺗﺠﺮبی و ﻳﺎ ﻋﺪدی اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد. ﻃﺮاحی ﻟﺮزهای پی ﺑﺮای ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪای اﻧﺠﺎم ﺷﻮد ﻛﻪ ﺟﺎﺑﺠﺎیی افقی در ﺑﺎﻻی پی و ﻳﺎ ﺗﻨﺶﻫﺎی ﻧﺎشی از آن از ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻣﺠﺎز ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﺎزه ﻓﺮاﺗﺮ ﻧﺮود. ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻃﺮاحی ﻣﻘﺎوم پی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن، ﻃﺮاحی پی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪای ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن از ﻧﻈﺮ کلی ﻧﻴﺰ اﻳﻤﻦ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮای اﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﻃﺮاحی ﻟﺮزه ای ﺳﺎزه و پی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﺎﻳﺪ در ﺳﻪ ﺣﺎﻟﺖ زﻳﺮ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد و ﻧﺘﺎیجی ﻛﻪ ﺑﺰرگ ﺗﺮﻳﻦ اﺛﺮ را ﻣﺸﺨﺺ میﻛﻨﺪ، در ﻃﺮاحی پی و ﺳﺎزه اﻋﻤﺎل ﺷﻮد:
ﺣﺎلتی ﻛﻪ ﻓﺮض میﺷﻮد ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی اﺗﻔﺎق ﺧﻮاﻫﺪ اﻓﺘﺎد
ﺣﺎلتی ﻛﻪ ﻓﺮض میﺷﻮد ﺗﻨﻬﺎ رواﻧﮕﺮایی اﺗﻔﺎق ﺧﻮاﻫﺪ اﻓﺘﺎد.
ﺣﺎلتی ﻛﻪ ﻓﺮض میﺷﻮد ﻫﻴﭻﻛﺪام از رواﻧﮕﺮایی و ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی اﺗﻔﺎق ﻧﺨﻮاﻫﺪ اﻓﺘﺎد.
در اﻳﻦ ﺻﻮرت ﺑﺎیستی در ﻃﺮاحیﻫﺎ ﻳﺎ از ﻃﻴﻒ ﻃﺮاحی ﺑﺮای ﺧﺎک ﻧﻮع IV و ﻳﺎ از ﻃﻴﻒ ﺣﺎﺻﻞ از ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت وﻳﮋه ﺳﺎﺧﺘﮕﺎهی ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ وﻗﻮع رواﻧﮕﺮایی اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد.
در ﺣﺎﻻتی ﻛﻪ اﺛﺮ ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی، در ﻃﺮاحی پیﻫﺎی سطحی و ﻋﻤﻴﻖ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ میﺷﻮد، ﺑﺮای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻟﺮزه ای پی، اﺛﺮ آن ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪﺻﻮرت یک ﻓﺸﺎر افقی ﻣﻨﻈﻮر ﮔﺮدد. ﺑﺪیهی اﺳﺖ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﻴﺎزی ﺑﻪ اﺿﺎﻓﻪ ﻧﻤﻮدن ﻧﻴﺮوی اﻳﻨﺮسی دﻳﻨﺎمیکی افقی زﻟﺰﻟﻪ ﻧﺎشی از وزن ﺳﺎزه ﺑﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎی افقی ﻧﺎشی از ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی ﺑﺮای ﻃﺮاحی ﺑﺨﺶﻫﺎی زﻳﺮزمینی ﺳﺎزه ﻧﻴﺴﺖ.
3-1-2-6 روشﻫﺎی ﻛﺎﻫﺶ ﺧﻄﺮﻫﺎی ﻧﺎشی از رواﻧﮕﺮایی و ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی
ﺑﺮاي ﻛﺎﻫﺶ ﺧﻄﺮﻫﺎی ﻧﺎشی از رواﻧﮕﺮایی و ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی میﺗﻮان ﺳﻪ راﻫﻜﺎر را در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ:
اﻟﻒ) ﺗﻤﻬﻴﺪات ﺳﺎزه ای،
ب) ﺗﻤﻬﻴﺪات ژﺋﻮتکنیکی و
پ) ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺤﻞ ﺳﺎﺧﺘﮕﺎه.
1-3-1-2-6 ﺗﻤﻬﻴﺪات ﺳﺎزه ای
ﻣﺆﺛﺮﺗﺮﻳﻦ ﺗﻤﻬﻴﺪ ﺳﺎزه ای ﺑﺮای ﻛﺎﻫﺶ ﺧﺮابی ﻧﺎشی از رواﻧﮕﺮایی ﻳﺎ ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی اﺳﺘﻔﺎده از پی ﻋﻤﻴﻖ اﺳﺖ. در ﻃﺮاحی پی ﻫﺎی ﻋﻤﻴﻖ ﺟﻬﺖ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺧﺴﺎرات ﻧﺎشی از رواﻧﮕﺮایی ﺑﺎﻳﺪ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻛﻪ ﻃﻮلی از ﺷﻤﻊ ﻛﻪ در ﺧﺎک رواﻧﮕﺮا ﻗﺮار میﮔﻴﺮد، ﻓﺎﻗﺪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ اﺻﻄﻜﺎکی اﺳﺖ و ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻧﻮک ﺷﻤﻊ ﻧﻴﺰ در ﻻﻳﻪ رواﻧﮕﺮا ﻗﺮار ﮔﻴﺮد، ﻓﺎﻗﺪ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺑﺎرﺑﺮی ﻧﻮک میﺑﺎﺷﺪ. در ﺻﻮرتی ﻛﻪ ﺧﺎك ﻣﺤﻞ در ﻣﻌﺮض رواﻧﮕﺮایی ﺑﻮده و ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی ﻧﻴﺰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، در ﻃﺮاحی پی ﻋﻤﻴﻖ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻴﺮوﻫﺎی ﺟﺎنبی ﻧﺎشی از ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی وارد ﺑﺮ پی را ﻧﻴﺰ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ. اﮔﺮﭼﻪ اﺳﺘﻔﺎده از پیﻫﺎی ﮔﺴﺘﺮده میﺗﻮاﻧﺪ از ﻓﺮوﭘﺎشی ﺳﺎزه متکی ﺑﺮ آن و وﻗﻮع ﺗﻠﻔﺎت ﺟﺎنی ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی ﻛﻨﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﻛﺞﺷﺪگی ﻳﺎ واژﮔﻮنی ﺳﺎزه ﺷﻮد و ﺧﺴﺎرات ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮجهی ﺑﻪ ﺳﺎزه وارد ﻧﻤﺎﻳﺪ. در ﻣﻜﺎنﻫﺎی دارای ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ رواﻧﮕﺮایی و ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی، اﺳﺘﻔﺎده از پی ﻫﺎی تکی ﻳﺎ ﺑﺎﺳﻜﻮلی (ﻛﻼفﻫﺎی ﻟﻨﮕﺮﺑﺮ) ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ ﺗﻮﺻﻴﻪ نمیﺷﻮد.
2-3-1-2-6 ﺗﻤﻬﻴﺪات ژﺋﻮتکنیکی
ﺑﻪ ﻃﻮر کلی روشﻫﺎی ﻛﺎﻫﺶ ﻣﺨﺎﻃﺮات رواﻧﮕﺮایی، ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﮕﺎهﻫﺎی دارای ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی ﻧﻴﺰ ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده اﺳﺖ. ﺗﻤﻬﻴﺪات ژﺋﻮتکنیکی ﺑﺮای ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از رواﻧﮕﺮایی ﺧﺎک ﻫﺎی ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار می ﺗﻮاﻧﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺧﺎک ﺑﺮداری و ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻛﺮدن ﺧﺎک و ﻳﺎ ﺗﺤﻜﻴﻢ ﺧﺎک در ﻣﺤﻞ ﺑﻪ کمک ﺗﺮاﻛﻢ دﻳﻨﺎمیکی، وﻳﺒﺮاﺗﻮرﻫﺎ، ﺷﻤﻊﻛﻮبی، ﺗﺰرﻳﻖ تحکیمی، ﺗﺴﻠﻴﺢ ﺧﺎک، ﺗﺰرﻳﻖ ﺷﻴﻤﻴﺎیی و ﻧﺼﺐ زﻫﻜﺶ ﮔﺮدد. ﻗﺒﻞ از اﺳﺘﻔﺎده از ﻫﺮ یک از روشﻫﺎی ﭘﺎﻳﺪارﺳﺎزی ﺧﺎک، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی و ﻃﺮاحی دقیقی ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز اﺳﺖ. در ﻣﻮرد ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی، در ﺻﻮرت اﻣﻜﺎن میﺗﻮان ﺧﺎرج از ﻣﺤﺪوده اﺟﺮای ﺳﺎزه از روشﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﻮق ﻧﻈﻴﺮ ﺗﺮاﻛﻢ دﻳﻨﺎمیکی ﻳﺎ ﻛﻮﺑﻴﺪن ﺷﻤﻊﻫﺎی ﻓﺪاﺷﻮﻧﺪه ﺑﻬﺮه ﮔﺮﻓﺖ ﺗﺎ ﻣﺎﻧﻊ ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی ﺗﻮده ﻟﻐﺰﻧﺪه ﺧﺎک رواﻧﮕﺮا و رﺳﻴﺪن آن ﺑﻪ ﻣﺤﺪوده ﺳﺎزه ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﮔﺮدد.
3-3-1-2-6 ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺤﻞ ﺳﺎﺧﺘﮕﺎه
در ﺻﻮرتی ﻛﻪ از ﻧﻈﺮ فنی و اﻗﺘﺼﺎدی اﻣﻜﺎن ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺤﻞ ﺳﺎﺧﺘﮕﺎه وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، میﺗﻮان از اﻳﻦ راهﺣﻞ ﺑﺮای ﭘﺮﻫﻴﺰ از ﺧﻄﺮﻫﺎی ﻧﺎشی از رواﻧﮕﺮایی و ﮔﺴﺘﺮش ﺟﺎنبی اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد.
2-2-6 زﻣﻴﻦ ﻟﻐﺰش
ارزﻳﺎبی زﻣﻴﻦ ﻟﻐﺰش ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺑﺮآورد ﻣﻴﺰان و ﺧﻄﺮ وﻗﻮع آن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده ازﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ژﺋﻮتکنیک و ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﻧﻮع زﻣﻴﻦ ﻟﻐﺰش اﺣﺘﻤﺎلی، ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد. ﺑﺮای اﺣﺪاث ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در ﺑﺎﻻ، ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻳﺎ روی ﺷﻴﺐ، ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺧﺎک ﺑﺮداری و ﻳﺎ ﺧﺎكرﻳﺰی ﺑﺮ روی آن ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﺑﺮرسی ﭘﺎﻳﺪاری ﺷﻴﺐ در ﺷﺮاﻳﻂ زﻟﺰﻟﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺻﻮرت ﻧﻴﺎز ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت وﻳﮋه ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺮرسی ﻫﺎی زﻣﻴﻦﺷﻨﺎسی ﻣﻬﻨﺪسی، ژﺋﻮﻓﻴﺰیکی، ﺣﻔﺮ ﮔﻤﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻌﺪاد و ﻋﻤﻖ ﻣﻨﺎﺳﺐ، آزﻣﺎﻳﺶ ﻫﺎی ﺻﺤﺮایی و آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎهی و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﺎﻳﺪاری ﺷﻴﺐ، ﺗﻤﻬﻴﺪات ﻻزم ﺑﺮای ﭘﺎﻳﺪارﺳﺎزی ﺷﻴﺐ وﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از وﻗﻮع زﻣﻴﻦ ﻟﻐﺰش ﺗﺄﻣﻴﻦ ﮔﺮدد. در ﺻﻮرت اﺣﺪاث ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در ﺑﺎﻻ ﻳﺎ روی ﺷﻴﺐ، ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺑﺎرﺑﺮی پی و ﭘﺎﻳﺪاری ﻣﻮضعی ﺷﻴﺐ ﻧﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﮔﺮدد. ﺟﻬﺖ اﻧﺘﺨﺎب ﺳﺎﺧﺘﮕﺎه در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻴﺐدار ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ وﻳﮋه ای ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب زﻳﺮ در ﺧﺼﻮص ﭘﺎﻳﺪاری ﺷﻴﺐﻫﺎ ﻣﻌﻄﻮف ﺷﻮد.
1- رﻳﺨﺖﺷﻨﺎسی ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻟﻐﺰشی ﻳﺎ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﻟﻐﺰش ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻮﭘﻮﮔﺮافی سطحی ﻧﺎﻫﻤﻮار، ﺷﻴﺐﻫﺎی ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار و ﻣﻨﺎطقی ﻛﻪ در اﻃﺮاف آن ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺷﻴﺐ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ وﺟﻮد دارد؛
2- وﺟﻮد ﻗﻠﻪﻫﺎ و ﺧﻂ اﻟﺮأسﻫﺎ، ﻟﺒﻪﻫﺎی ﭘﺮﺗﮕﺎه و ﻛﻨﺎرهﻫﺎی رودﺧﺎﻧﻪ و ﺳﻮاﺣﻞ در ﻣﻌﺮض ﻓﺮﺳﺎﻳﺶ و ﺧﺎكرﻳﺰﻫﺎی ﻣﺘﺮاﻛﻢ ﻧﺸﺪه؛
3- وﺟﻮد ﻻﻳﻪﻫﺎی ﺿﻌﻴﻒ در ﭘﻨﺠﻪ ﺷﻴﺐﻫﺎ؛
4- اﻓﺰاﻳﺶ ﺷﻴﺐ داﻣﻨﻪﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد، اﻳﺠﺎد ﺷﻴﺐﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ و ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺧﺎک ﺑﺮداری از ﭘﻨﺠﻪ ﺷﻴﺐﻫﺎ؛
5- ﺷﻴﺐﻫﺎی واﻗﻊ در ﻣﻨﺎﻃﻖ دارای رﻃﻮﺑﺖ و ﺑﺎرﻧﺪگی زﻳﺎد،
6- وﺟﻮد داﻣﻨﻪﻫﺎی سنگی ﺑﺎ ﻧﺎﭘﻴﻮستگی ﻫﺎی ﻣﻤﺘﺪ و ﻧﺎﻣﻄﻠﻮبی ﻛﻪ شیبی ﻛﻤﺘﺮ از ﺷﻴﺐ داﻣﻨﻪ دارﻧﺪ.
1-2-2-6 ارزﻳﺎبی ﭘﺎﻳﺪاری ﺷﻴﺐﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺮرسی اﺳﺘﻌﺪاد زﻣﻴﻦ ﻟﻐﺰش
در ﻣﻮاردی ﻛﻪ ﺗﻮﭘﻮﮔﺮافی سطحی و ﻻﻳﻪﺑﻨﺪی ﺧﺎک ﻧﺎمنظمی ﺷﺪﻳﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺎﺳﺦ زﻣﻴﻦﻫﺎی ﺷﻴﺐدار ﺑﻪ زﻟﺰﻟﻪ ﻃﺮح میﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺷﺒﻪ اﺳﺘﺎتیکی ﺳﺎده ﺷﺪه ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮔﺮدد. در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت ﺑﺎﻳﺪ از روشﻫﺎی ﺗﺤﻠﻴﻞ دﻳﻨﺎمیکی ﻧﻈﻴﺮ اﻟﻤﺎن ﻣﺤﺪود ﻳﺎ ﻣﺪل ﺑﻠﻮک ﺻﻠﺐ ﻟﻐﺰﻧﺪه و دﻳﮕﺮ روشﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدد. در آﻧﺎﻟﻴﺰ ﺷﺒﻪ اﺳﺘﺎتیکی، ﻧﻴﺮوﻫﺎی اﻳﻨﺮسی ﻟﺮزه ای ﻃﺮح ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﻮده ﺧﺎک وارد میﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮔﺮدﻧﺪ.

A : نسبت شتاب مبنای طرح مطابق جدول (2-1)
FH : نیروی افقی ناشی از زلزله
kh : ضریب مولفه افقی زلزله
Ws : وزن توده لغزشی
اﺛﺮ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻗﺎﺋﻢ زﻟﺰﻟﻪ ﺑﺠﺰ در ﺷﺮاﻳﻂ ﺧﺎص ﻧﻈﻴﺮ ﻣﻴﺪان ﻧﺰدیک درﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ نمیﺷﻮد. در ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎی ﺷﺒﻪ اﺳﺘﺎتیکی، ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎی ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﺮشی ﺧﺎک در ﺻﻮرت ﻧﻴﺎز ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﻫﺶ ﭼﺴﺒﻨﺪگی و زاوﻳﻪ اﺻﻄﻜﺎک داخلی در ﻛﺮﻧﺶﻫﺎی ﺑﺰرگ و ﻳﺎ اﻓﺰاﻳﺶ ﻓﺸﺎر آب ﺣﻔﺮهای ﻧﺎشی از زﻟﺰﻟﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﮔﺮدد. اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎی ﻣﻘﺎومتی ﻛﺮﻧﺶ ﺑﺰرگ ﺧﺎک ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﮕﺎهﻫﺎیی ﻛﻪ ﻗﺒﻼً دﭼﺎر ﻟﻐﺰش ﺷﺪه و اﺣﺘﻤﺎل ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﺠﺪد آنها ﺗﻮﺳﻂ زﻟﺰﻟﻪ وﺟﻮد دارد، ﺿﺮوری اﺳﺖ. ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺷﺒﻪ اﺳﺘﺎتیکی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮای ﺑﺤﺮانیﺗﺮﻳﻦ ﺳﻄﺢ ﻟﻐﺰش اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد.
ﻃﺮاح ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ دﻗﺖ روش ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﻃﺮاحی، ﺗﻌﺪاد و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻧﻮع آزﻣﺎﻳﺶﻫﺎی ژﺋﻮتکنیکی و دﻗﺖ در ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻻﻳﻪﻫﺎی زﻣﻴﻦ، و دﻗﺖ اﻧﺘﺨﺎب ﺿﺮﻳﺐ زﻟﺰﻟﻪ ﻣﺆﺛﺮ، ﺿﺮﻳﺐ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﻣﻨﺎﺳﺐ را اﻧﺘﺨﺎب ﻛﻨﺪ. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﺎﻳﺪاری ﺷﻴﺐ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﻧﺎﭘﺎﻳﺪاری ﺑﺎﺷﺪ، ﻻزم اﺳﺖ از روشﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﺘﺪاول ﭘﺎﻳﺪارﺳﺎزی ﺷﻴﺐﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد.
3-2-6 ﻓﺮوﻧﺸﺴﺖ
در ﺻﻮرتی ﻛﻪ ﺳﺎﺧﺘﮕﺎه ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﺮ روی ﮔﺸﻮدگی ﻫﺎی زﻳﺮزمینی ﺑﺰرگ ﻧﻈﻴﺮ ﻏﺎرﻫﺎی ﻛﺎرستیک، ﻣﻐﺎرﻫﺎی ﻧﻴﺮوﮔﺎهﻫﺎ و اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎی ﻣﺘﺮو، ﻣﻌﺎدن و ﺗﻮﻧﻞﻫﺎیی ﺑﺎ دﻫﺎﻧﻪ ﺑﺰرگ ﻗﺮار داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اﺣﺘﻤﺎل ﻓﺮو رﻳﺰش ﺳﻘﻒ اﻳﻦ ﻓﻀﺎﻫﺎی زﻳﺮزمینی ﺑﺮ اﺛﺮ زﻟﺰﻟﻪ وﺟﻮد دارد و ﻣﻮﺟﺐ ﻓﺮوﻧﺸﺴﺖ زﻣﻴﻦ و آﺳﻴﺐ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﺳﺎزه ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. در ﺻﻮرت وﺟﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺎزﺷﺪگیﻫﺎي زﻳﺮزمینی در زﻳﺮ ﺳﺎزه ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺧﺎص ﺑﺮای اﻃﻤﻴﻨﺎن از ایمنی ﺳﺎزه اﻧﺠﺎم ﺷﻮد و در ﺻﻮرت ﻟﺰوم، ﺗﻤﻬﻴﺪات ﻻزم ﺑﺮای ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از آﺳﻴﺐدﻳﺪن ﺳﺎزه ﻧﺎشی از ﻓﺮوﻧﺸﺴﺖ زﻣﻴﻦ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد. ﺣﻔﺮات زﻳﺮ سطحی ﻛﻪ اﻣﻜﺎن ﻧﺎﭘﺎﻳﺪاری آﻧﻬﺎ در اﺛﺮ زﻟﺰﻟﻪ وﺟﻮد دارد، میﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ یکی از ﻣﻮارد زﻳﺮ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎﺷﻨﺪ:
- ﻗﻨﺎتﻫﺎ
- ﺣﻔﺮات و ﻓﻀﺎﻫﺎی زﻳﺮزمینی ﺷﺎﻣﻞ اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎی ﻣﺘﺮو، ﺗﻮﻧﻞﻫﺎی ﻛﻢﻋﻤﻖ، ﻣﻌﺎدن زﻳﺮزمینی، ﭼﺎهﻫﺎ و ﻛﻮرهﻫﺎی ﻓﺎﺿﻼب و ﻧﻈﺎﻳﺮ آنها - ﺣﻔﺮات و ﻏﺎرﻫﺎی زﻳﺮزمینی طبیعی
- ﺣﻔﺮات ﺑﻪوﺟﻮد آﻣﺪه ﻧﺎشی از آب شستگی داﻧﻪﻫﺎی ﺧﺎک ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﺮﻛﻴﺪگی ﻟﻮﻟﻪﻫﺎی آب، ﻧﻔﻮذ آبﻫﺎی سطحی و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن
1-3-2-6 ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﺣﻔﺮات زﻳﺮسطحی
ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﺣﻔﺮات زﻳﺮسطحی میﺗﻮان از روشﻫﺎی ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺟﻤﻠﻪ ﺣﻔﺮ ﮔﻤﺎﻧﻪ و ﻳﺎ روشﻫﺎی ژﺋﻮﻓﻴﺰیکی اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد. ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﻗﻨﺎتﻫﺎی ﻓﻌﺎل و ﺗﻮﻧﻞﻫﺎی ﺗﺄﺳﻴﺴﺎت ﺷﻬﺮی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺪارک ﻣﻮﺟﻮد اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد. ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻧﻮع ﺧﺎک و ﻋﻤﻖ ﻗﺮارﮔﻴﺮی و ﻗﻄﺮ ﺣﻔﺮه زﻳﺮسطحی ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺮرسی ﭘﺎﻳﺪاری آن اﻟﺰامی اﺳﺖ.
4-2-6 ﮔﺴﻠﺶ
5-2-6 ﺟﺎﺑﺠﺎیی ﻧﺎشی از ﮔﺴﻠﺶ در ﺳﻄﺢ زﻣﻴﻦ میﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ آﺳﻴﺐ ﺑﻪ ﺳﺎزهﻫﺎ ﮔﺮدد، در ﭘﻬﻨﻪﻫﺎی گسلی ﺑﻪ وﻳﮋه ﮔﺴﻞﻫﺎی اصلی، اﺟﺘﻨﺎب از ﺳﺎﺧﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻪ وﻳﮋه ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنﻫﺎی ﺑﺎ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺎد اﻛﻴﺪاً ﺗﻮﺻﻴﻪ میﺷﻮد. از این رو لازم است کلیه ﺳﺎزﻧﺪﮔﺎن ﺑﻨﺎ در اﻳﻦ ﭘﻬﻨﻪﻫﺎ ﭘﻴﺶ از ﺳﺎﺧﺖ اﻗﺪام ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﮔﺴﻠﺶ سطحی ﻛﺮده و در ﺻﻮرتی ﻛﻪ زﻣﻴﻦ ﺷﻨﺎس، ﮔﺴﻠﺶ سطحی ﺑﺎ ﺟﺎﺑﻪﺟﺎیی ﻋﻤﺪه ای را ﺗﺸﺨﻴﺺ داد، ﺿﻮاﺑﻂ مربوط به پهنه های با جابجایی عمده بر اساس آیین نامه های ملی یا بین المللی معتبر مصوب رعایت گردد .
کاربری زمین های شهری حتی الامکان باید به نحوی انجام شود که محدوده های پهنه های گسلی به ویژه گسل های اصلی به کاربری های کم خطر و یا کم تراکم نظیر فضای سبز ، معابر ، فضاهای ورزشی و تفریحی با سازه های سبک اختصاص یابد .
در پهنه گسل های اصلی با جابجایی عمده ، احداث ساختمان با اهمیت بسیار زیاد ممنوع است و در مابقی پهنه ها احداث آنها با انجام مطالعات ویژه و اعمال تمهیدات ویژه مجاز می شوند .
پهنه گسل های اصلی در بر گیرنده تغییر شکل های عمده در محدوده اطراف گسل ها می باشد که برای گسل های اصلی ، پهنه گسل های اصلی نامگذاری می شوند .
گسل های اصلی ، گسل هایی هستند که طول آنها بیش از ده کیلومتر است .
در صورتی که در پهنه گسل های اصلی ، در مواردی جابجایی عمده وجود داشته باشد ، این محدوده با نام پهنه یا جابجایی عمده تعریف می شود .