اجزاء نما باید در برابر نیروهای اینرسی ناشی از شتاب وارده بر قطعات نما و تمام ادوات متصل به آن، پایدار بمانند، نمای ساختمان به جابجایی های نسبی بین طبقات ساختمان نیز حساس میباشد. این اجزاء باید علاوه بر نیروهای طراحی لرزهای طبق بند( 3-3-1)، برای تغییر شکل ناشی از جابجایی نسبی جانبی طبقات در زلزله نیز طبق بند (3-3-2) کنترل شوند یا با جزییات ارائه شده در فصول 4 تا 11 این دستورالعمل از انتقال جابجایی نسبی بین طبقات به نمای ساختمانی جلوگیری به عمل آید.
نیاز به ارزیابی لرزه ای انواع مختلف نما بسته به جنس آن و میزان وزن آن در واحد سطح در جدول (3-2) ارائه شده است. لازم به ذکر است ترازهای لرزه خیزی کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد مورد استفاده در جدول (3-2) مطابق تقسیم بندی استاندارد 2800 ایران است. در صورتیکه نما نیاز به ارزیابی لرزه ای داشته باشد باید خود و اتصالاتش برای نیروهای محاسبه شده در بند 3-3-1- و جابجایی نسبی محاسبه شده در بند 3-3-2 کنترل شود.
دیوارها و نماهای قرار گرفته بر روی اعضای طره باید برای جابجایی های ناشی از چرخش تکیه گاهشان طراحی شوند. در طراحی دیوارهای خارجی و نمای قرار گرفته بر روی طره ها باید اثرات جابجایی های نسبی در راستای قائم سقف طره در طراحی دیوار، نما و اتصالات آن لحاظ شود.
با توجه به اینکه نما در ترکیب با دیوار نگهدارنده آن، بارهای وارده را تحمل میکند در این فصل علاوه بر نما، بارهای وارده بر دیوارهای خارجی که نما به آن متصل میشود نیز مشخص شده است.

1-3-3- محاسبه نیروی وارده به اجزاء نما
1-1-3-3- نیروی افقی زلزله
نیروی جانبی زلزله طبق رابطه (3-1) محاسبه شده و بر مرکز جرم جزء اثر داده می شود . توزیع این نیرو بین بخش های مختلف جزء به نسبت جرم آنها است.

در این رابطه:
𝐹p= نیروی جانبی زلزله
A= شتاب پایه، طبق بند (3-1-2)
S+1= ضریب شتاب طیفی، طبق بند (3-1-2)
Ip= ضریب اهمیت جزء، طبق بند (3-1-3)
Wp= وزن جزء غیرسازه ای همراه با محتویات آن در زمان بهره برداری
Hf= ضریب بزرگنمایی نیرو که تابعی است از ارتفاع مرکز جرم جزء از تراز پایه، طبق بند (3-3-1-1-1)
Rµ= ضریب کاهش ناشی از شکل پذیری، طبق بند (3-3-1-1-2)
CAR= ضریب تشدید براي تبدیل حداکثر شتاب پایه یا طبقه به شتاب حداکثر جزء، طبق بند (3-3-1-1-3)
𝑅𝑝o= ضریب مقاومت عضو، طبق بند (3-3-1-1-4)
مقدار Fp در هیچ حالت نباید کمتر از مقدار زیر در نظر گرفته شود.

همچنین مقدار Fp لزومی ندارد بیشتر از مقدار زیر در نظر گرفته شود.

1-1-1-3-3- ضریب بزرگنمایی نیرو در ارتفاع
ضریب بزرگنمایی نیرو در ارتفاع، Hf، طبق رابطه (3-4) تعیین میشـــود. به عنوان روش جایگزین در مواردی که دوره تناوب تجربی سازه ساختمان و یا سازه غیر ساختمانی نگهدارنده عضو غیرسازهای نامشخص باشد، میتوان از رابطه (3-5) استفاده نمود .Hf برای اجزاء غیرسازهای که در تراز پایه یا پایینتر از آن هستند برابر با 1 میباشد.

که در آن

h= ارتفاع متوسط بام ساختمان از تراز پایه
z= ارتفاع محل اتصال جزء غیرسازه ای نسبت به تراز پایه. برای جزئی که روی تراز پایه یا زیر آن قرار دارد، z=0 منظور میشود. مقدار z لازم نیست بیشتر از h در نظر گرفته شود.
Ta= دوره تناوب تجربی سازه نگهدارنده جزء غیرسازه ای است، در سازه های با ترکیبی از سیستم های مقاوم در برابر زلزله، کمترین مقدار Ta مورد اســتفاده قرار میگیرد. دوره تناوب تجربی ســازه های ســاختمانی طبق اســتاندارد 2800 تعیین میشود.
2-1-1-3-3- ضریب کاهش ناشی از شکل پذیری سازه
برای نما و دیوارهای خارجی، ضریب کاهش ناشی از شکل پذیری سازه نگهدارنده ،Rµ، طبق رابطه (3-6) تعیین میشود.

که در آن :
R= ضریب رفتار سازه طبق استاندارد 2800
Ω0= ضریب اضافه مقاومت برای سازه طبق استاندارد 2800
در تراز پایه میتوان مقدار 𝑅µ را برابر با 1 در نظر گرفت. در صورتی که سیستم مقاوم در برابر بار جانبی سازه، مشخص نباشد یا در استاندارد 2800 تعریف نشده باشد، میتوان مقدار 𝑅µ را برابر با 1/3 در نظر گرفت.
در سازه های با ترکیب سیستم های مقاوم در برابر زلزله در راستاهای مختلف و یا ترکیب سیستم های سازه ای مختلف در ارتفاع، مقدار ضریب کاهش ناشی از شکل پذیری سازه براساس سیستم مقاوم جانبی محاسبه می شود که کمترین مقدار 𝑅µ را نتیجه دهد.
3-1-1-3-3- ضریب تشدید
براي نما و دیوار نگهدارنده آن بر حسب آن که در تراز پایه است و یا بالاتر از تراز پایه سازه قرار دارد، یک ضریب تشدید، CAR، تعریف میشود این ضریب طبق جدول (3-3) تعیین میشود .
4-1-1-3-3- ضریب مقاومت جزء
ضریب مقاومت عضو ،Rpo، طبق جدول (3-3) تعیین میشود.
2-1-3-3- روش تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی
در روش تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی، نیروی جانبی زلزله طبق رابطه (3-7) محاسبه میشود.

در این رابطه:
ai= شتاب حداکثر در تراز " i " است تراز i ترازی است که جزء غیرسازه ای در آن واقع است.
مقدار ai از تحلیل سازه به روش تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی تحت حداقل 7 شتابنگاشت بدست می آید. در صورتی که طراحی سازه نگهدارنده به روش تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی مطابق استاتدارد 2800 صورت گیرد، کل مجموعه شتابنگاشت های استفاده شده در تحلیل سازه باید در تعیین مقدار ai استفاده شود. مقدار ai متوسط بیشینه شتابهای بدست آمده در مرکز جرم سازه در تراز i میباشد. ضابطه حداقل و حداکثر مقدار براي Fp که در روابط (3-2) و (3-3) آمده است باید رعایت شود.
3-1-3-3- مؤلفه قائم نیروی زلزله
مؤلفه قائم نیروی زلزله از رابطه( 3-8) تعیین میشود.

این مولفه باید همزمان با نیروی جانبی به جزء اثر داده شده و در ترکیب های بارگذاري های مختلف به کار برده شود.
4-1-3-3- بارهای غیر لرزه ای
هرگاه مقدار بار غیرلرزه ای (بار باد یا ضربه) بر روی نما یا دیوار نگهدارنده آن از Fp تجاوز کند، آن بار، مبناي طراحی قرار خواهد گرفت. اما، جزئیات اجرایی و محدودیت های تعیین شده براساس طراحی لرزه ای باید اعمال گردد.
2-3-3- محاسبه تغییر مکان
نماها با توجه به اینکه در دو یا چند نقطه به سـازه متکی هسـتند، باید قادر به پذیرش تغییر مکان های نسبی بین این نقاط DPI باشند.

Ip ضریب اهمیت عضو غیر سازه ای میباشد و تغییر مکان نسبی ،Dp، بین دو نقطه A و B با استفاده از ضوابط زیر تعیین میشود:
الف - دونقطه بر روی یک سازه قرار دارند:

مواردی که از روش تحلیل طیفی برای تعیین اثر زلزله در سازه استفاده می شود، مقدار Dp باید برای هر مود محاسبه و نتایج به صورت آماری ترکیب گردند. مقدار Dp لزومی ندارد بیشتر از مقدار زیر در نظر گرفته شود.

راهکار دیگر جدا سازی نما و دیوار پشتیبان آن با ا ستفاده از جزییات ارائه شده در فصول 4 تا 12 به صورتی است که جابجایی جانبی نما یا دیوار فقط به جابجایی یک تراز ارتفاعی ســاختمان وابســته باشــد و نما و دیوار تحت اثر جابجایی نسـبی قرار نگیرد. بنابراین در صـورت رعایت جزییات ارائه شـده در این دسـتورالعمل برای نما و دیوار خارجی نیازی به کنترل جابجایی نسبی بین طبقات نیست.
ب - دو نقطه نما بر روی دو سازه قرار دارند:

مقدار Dp از این رابطه لازم نیست بیشتر از مقدار رابطه (3-13) در نظر گرفته شود:

که در آن:
Dp= تغییر مکان نسبی جانبی زلزله که جزء باید برای پذیرش آن طراحی شود .
δxA= تغییر مکان جانبی غیرخطی ساختمان در تراز X سازه A
δyA= تغییرمکان جانبی غیرخطی ساختمان در تراز Y سازه A
δxB= تغییرمکان جانبی غیرخطی ساختمان در تراز X سازه B
hx= ارتفاع تراز x (مربوط به اتصال بالایی)
hy= ارتفاع تراز y (مربوط به اتصال پایینی)
aA∆=تغیرمکان جانبی نسبی مجاز طبقه برای سازه A
aB∆ = تغییر مکان جانبی نسبی مجاز طبقه برای سازه B
hsx= ارتفاع طبقه به کار رفته در تعریف تغییر مکان جانبی نسبی مجاز طبقه
3-3-3- مهار نما و دیوارهای غیرسازه ای
نما، دیوار خارجی و تکیهگاههای آنها باید به گونهای به سازه مهار شوند که بتوانند نیروهای وارده به نما و دیوار را به سازه منتقل کنند و تغییرشکل های ایجاد شده در آنها را پذیرا باشند. مسیر انتقال بار در این اجزا باید دارای مقاومت و سختی کافی بوده و محل اتصال به سازه توانایی تحمل اثر موضعی بارها را داشته باشد. استفاده از اتصالات جوشی یا پیچی و نظایر آنها مجاز است ولی نباید به مقاومت اصطکاکی ناشی از بارهای ثقلی تکیه شود.
1-3-3-3- نیروی طراحی مهارها
نیروی طراحی اتصالات باید براساس نیروها و جابجایی هاي وارده بر نما براساس بند 3-3-1 و 3-3-2 محاسبه شود. در ترکیبات بار مورد استفاده برای طراحی مهار باید از ضریب اضافه مقاومت Ωop عضو غیر سازه ای که در جدول 3-3 داده شده است در ترکیبات بار استفاده نمود.
2-3-3-3- مهار اتصالات نما و دیوار نگهدارنده نما
مهار اتصالات نما و دیوار نگهدارنده نما در اعضای فولادی، بتن آرمه و مصالح بنایی باید طبق ضوابط آیین نامه های طراحی صورت گیرد و در مواردی که د ستورالعمل مشخصی ارائه نشده است با انجام دادن آزمایشهای مناسب از کافی بودن مقاومت مهارها و نیز ظرفیت تغییرشکل پذیری آنها اطمینان حاصل شود. مهار باید به گونهای طراحی شود که تکیه گاه یا عضو غیر سازه ای که مهار به آن متصل است قبل از رسیدن مهار به مقاومت طراحی ، به خرابی رسیده باشد یا باید مهار برای ترکیبات بار طراحی با فرض ضریب اضافه مقاومت Ωop داده شده در جدول 3-3 طراحی شود.

4-3-3- معیارهای پذیرش، ضوابط و الزامات لرزه ای اجزاء نما
1-4-3-3- نماهای چسبانده شده
در نماهای چسبانده شده، ملات مورد استفاده جهت تحمل بارهای ثقلی میباشد و نما باید با اتصالات مکانیکی یا مهارهای پشت بندی که قادر به تحمل نیروهای طراحی لرزه ای افقی محاسبه شده در بند 3-3-1 میباشند، به دیوار مهار شود.
همچنین کنترل پایداري دیواری که نما به آن چسبیده نیز براساس ضوابط این فصل ضروری است.
در صورت اجرای نمای چسبانده به طور مستقیم روی دیوارهای برشی یا ستونها که تحت جابجایی بزرگ قرار میگیرند ،این نماها در زلزله آسیبپذیر خواهند بود و باید برای آنها تمهیدات ویژهای در نظر گرفت.
در نماهای چسبانده شده خرابی داخل صفحه نما معمولاً بر اثر تغییر شکل سازه دربرگیرنده دیوار میانقابی که نما بر روی آن چسبانده شده است رخ میدهد که باعث به وجود آمدن ترک و گسترش آن میشود. در صورتیکه دیوار براساس ضوابط فصل دوازدهم این دستورالعمل از سازه جداسازی شود نمای قرار گرفته بر روی آن نیز مشکلی براثر جابجایی های داخل صفحه نما نخواهد داشت. خرابی خارج از صفحه که به صورت بیرون افتادن نما رخ میدهد، مستقیماً به دلیل شتاب میباشد و باید به کمک مهارها و اتصالات مکانیکی از آن جلوگیری نمود.
2-4-3-3- نماهای مهار شده
الف - نماهای پرده ای
نماهای پرده ای باید به نحوه مناسبی به سازه مهار شوند. دراین نماها اتصالات باید بارهای ثقلی ناشی از وزن نما به همراه بارهای لرزه ای ناشی از شتاب افقی داخل صفحه، خارج صفحه و قائم زلزله را تحمل نمایند. در این نماها قاب نگهدارنده نما در تراز سقف طبقات باید براساس جزییات ارائه شده در فصول 4 تا 11 این دستورالعمل با اتصالات مناسب از جابجایی های نسبی سازه جداسازی شود .
در نماهای پرده ای شیشه ای، نما و سازه نگهدارنده آنها باید قادر به تحمل جابجایی های نسبی مطابق رابطه زیر باشند یا اتصالات آنها به گونه ای طراحی شوند که تا این میزان جابجایی نسبی، نیرویی به نمای شیشه ای وارد نشود.

در این رابطه :
DpI: تغییر مکان نسبی لرزه ای مطابق بند 3-3-2
fallout∆: تغییر مکان نسبی لرزه ای که موجب بیرون افتادن شیشه از قاب نگهدارنده خود میشود و باید توسط روش تحلیلی یا آزمایش به دست آمده باشد.
در نماهاي شیشهای که یکی از شرایط زیر وجود داشته باشد نیازی به کنترل رابطه فوق نمیباشد:
1- هر نمای شیشهای که دارای فاصله کافی از قاب نگهدارنده خود باشد به طوری که در تغییر مکان نسبی لرزه ای که نما باید براساس آن طراحی شود تماس فیزیکی بین شیشه و قاب رخ ندهد. این فاصله از رابطه زیر به دست می آید:

که در این رابطه :

که در آن :
hp: ارتفاع شیشه
bp: عرض شیشه
C1: فاصله بین لبه های قائم شیشه و قاب
C2: فاصله بین لبه های افقی شیشه و قاب
DPI: تغییرمکان نسبی لرزه ای که نما باید برای تحمل آن طراحی شود و از بند 3-3-2 به دست میآید.
2- نمای شیشه ای کاملاً بازپخت شده (آبدیده) که در ساختمان های با اهمیت کم، متوسط و زیاد در ارتفاع کمتر یا مساوی 3 متر از سطح پیادهرو قرار گیرد .
3- هر نمای شیشهای متشکل از شیشه آنیل، آبدیده یا لمینیت شده با ضخامت حداقل 0/76 میلیمتر که به صورت مکانیکی در نمای شیشهای پردهای مهار شده است و اتصالات آن به صورتی است که در راستای درون صفحه نما این میزان جابجایی را بدون اعمال نیرو به نمای شیشهای منتقل کند.
ب - نماهای مهار شده به دیوار پشتیبان
نماهای آجري و سنگی مهارشده و انواع مختلف نمای خشک در صورتیکه از دیوار پشتیبان برای مهار استفاده شود، از نوع نماهای مهار شده متصل به دیوار پشتیبان میباشند. در نمای مهارشده اتصالات باید بارهای ثقلی ناشی از وزن نما به همراه بارهای لرزه ای ناشی از شتاب افقی داخل صفحه، خارج صفحه و قائم زلزله را تحمل نمایند. در این نماها در صورتیکه دیوار پشتیبان طبق ضوابط فصل دوازدهم این دستورالعمل اجرا شود نیازی به کنترل جابجایی های نسبی برای نما نمیباشد.
3-4-3-3- پانلهای پیشساخته بتنی
پانل پیشساخته بتنی معمولاً توسط اتصالات مکانیکی در فاصله های مشخص به سازه محیطی (تیرهای طبقات) وصل میشوند. اتصالات این نماها نیز باید برای بارهای ثقلی ناشی از وزن و شتابهای داخل صفحه و خارج صفحه زلزله به همراه شتاب قائم زلزله طراحی شوند. در این نوع نما نیز اگر جزییات اتصالات نما به سازه طبق فصل دهم این دستورالعمل باشد نیازی به کنترل جابجاییهای نسبی نمیباشد.
4-4-3-3-نماهای کامپوزیت
با توجه به وزن واحد سطح پایین این نماها و جنس شکل پذیر آنها نیازی به کنترل این نماها برای نیروهاي لرزه ای نیست.
این نماها باید برای تحمل بار باد طراحی شوند ولی جزییات اجرایی اتصالات آنها باید به گونه ای باشد که تحمل جابجایی های ناشی از زلزله را داشته باشد و پانل های کامپوزیت را تحت اثر جابجایی نسبی ناشی از زلزله قرار ندهد.
5-4-3-3- دیوار پشتیبان و اتصالات آن
دیوارهای غیر سازه ای بلوکی یا پانلی باید به گونه طراحی شوند که در برابر بارهای لرزه ای (اینرسی)، باد و ضربه و بارهای ثقلی مقاومت کنند. همچنین باید به گونه ای اجرا شوند که با تغییر مکان های نسبی ناشی نیروهای جانبی زلزله و تغییرات درجه حرارت همساز باشند. دیوارها را می توان به دو صورت غیر پیوسته (جداسازی شده از سازه اصلی) و یا چسبانده شده به دیوار (میانقابی) طراحی و اجرا نمود. دیوارهای غیر پیوسته به دیواری اطلاق می شود که بجز در کفها با پیشبینی درز انقطاع از سازه باربر جانبی جداشده و در سختی آن دخالت ندارند و مزاحمتی برای رفتار سازه ایجاد نمیکنند. در دیوارهای غیر پیوسته لازم است دیوار و اتصالات آن صرفا تحت اثر نیروهای اینرسی خارج صفحه کنترل شوند. در هر دو صورت دیوار باید براي تحمل بارهای عمود بر صفحه ناشی از باد و زلزله محاسبه و طراحی شود و جزییات اجرایی آن براساس ضوابط فصل دوازدهم این دستورالعمل باشد. در تمام ساختمانها توصیه میشود که نسبت به جداسازی دیوار از قاب اقدام شود. جداسازی دیوار از قاب مطابق جزییات ارائه شده در این فصل باید در کلیه ساختمانهای بلندتر از چهارطبقه و نیز در ساختمانهای با اهمیت بسیار زیاد و با طبقات کمتر از چهار طبقه و تمام ساختمانهایی که یکی از شرایط زیر را داشته باشند رعایت شود.
مقاومت واحد بنایی دیوار کمتر از 3/5 مگاپاسگال باشد.
دیوار باعث ایجاد نامظمی پیچشی در ساختمان شود.
دیوار در ارتفاع دچار عدم پیوستگی باشد و در طبقات پایینتر حذف شود.
دیوارهایی که جنس مصالح آنها آجر سفالی باشد.
همچنین در صورت عدم مدلسازی رفتار دیوار در مدلهای سازهای جداسازی آن ضروری است.
دیوارهای خارجی که تمام ارتفاع طبقه را پوشش نمیدهند (دیوارهای دارای پنجرههای سرتاسری) همواره باید از قاب سازه ای جدا شوند، زیرا در غیر اینصورت میتوانند باعث تشکیل "ستون کوتاه" در سازه شوند.
فاصله جداسازی دیوار از ستونها در هر طرف دیوار برابر با حداقل دو مقدار 30 میلیمتر و 0/01 ارتفاع کف تا کف طبقه میباشد و فاصله جداسازی از سقف برابر با بیشترین مقدار از دو مقدار 25 میلیمتر و حداکثر خیز دراز مدت تیر میباشد .
طول آزاد دیوارها در پلان نباید از 4 متر و ارتفاع آزاد آن نباید از 3/5 متر بیشتر در نظر گرفته شود. در دیوارهای با طول بیشتر از 4 متر باید از عضو قائم با مقطع فولادي یا بتنی به عنوان تکیهگاه جهت مهار خارج از صفحه دیوار (وادار) استفاده شود. در دیوارهای با ارتفاع بیش از 3/5 متر باید با استفاده از عضو افقی با مقطع فولادی یا بتنی (تیرک) ارتفاع آزاد را کاهش داد. جزییات وادارها و تیركها در فصل دوازدهم این دستورالعمل ارائه شده است .
در دیوارهاي پانلی کارخانهای و دیوارهای مسلح شده به شبکه الیاف، ارتفاع دیوار میتواند تا حدی که برای برش و خمش عمود بر صفحه طراحی شده، در نظر گرفته شود. در این دیوارها احتیاجی به استفاده از وادار نمیباشد.
تنها دیوارهای پانلی دارای گواهینامه فنی لرزهای و دیوارهای بلوکی مسلح شده براساس جزییات ارائه شده فصل دوازدهم این دستورالعمل به عنوان دیوار خارجی قابل استفاده میباشند. دیوارهای خارجی باید قادر به پذیرش جابجایی های نسبی ناشی زلزله و حرکتهای ناشی از تغییرات درجه حرارت باشند. این دیوارها باید یا مستقیما توسط اعضاي سازهای مهار شوند یا به وسیله اتصال مکانیکی با شرایط زیر مهار شوند.
الف- اتصالات و درز بین دیوار و سازه باید به گونهای باشد که امکان جابجایی تجمعی معادل با 60 میلیمتر یا 2% ارتفاع طبقه هر کدام که کمتر بود را فراهم نماید. بدین منظور فاصله بین دیوار و سازه در هر سمت دیوار باید برابر با نصف این مقدار یعنی حداقل دو مقدار 30 میلیمتر و %1 ارتفاع طبقه باشد.
ب- اتصالات باید از نوع قطعات لغزشی فولادی یا سایر انواع اتصالات معرفی شده در فصل دوازدهم این دستورالعمل باشند و قابلیت تحمل جابجایی نسبی بین سازه و دیوار را داشته باشند.
ج- اتصالات باید از شکل پذیری و ظرفیت کافی جهت جلوگیری از خرد شدگی در بتن یا شکست ترد در نواحی نزدیک به اتصال برخوردار باشند.
د- تمام اجزای اتصال شامل بولتها، جوشها و رول پلاكها و بدنه قطعه اتصال باید براي نیروی FP مشخص شده در بند 3-3-1 که در مرکز جرم جسم وارد میشود. سیستم اتصالات شامل اتصالات بین قاب سازه ای و دیوار بلوکی یا پانلی و اتصالات بین پانلها یا بلوكها میباشد.
ه- هنگامیکه اجزای مهار دیوار به صفحات کارگذاشته در بتن یا مصالح بنایی متصل میشوند، این صفحات باید جهت ممانعت از وقوع مود خرابی بیرون کشیدگی از بتن یا مصالح بنایی کنترل شوند.
جزییات اتصال دیوارها باید به گونه طراحی شوند که دیوار در راستای درون صفحه دیوار به صورت صلب با سقف پایین دیوار حرکت کرده و از سقف بالای دیوار با استفاده از اتصالات کشویی جداسازی شده باشد.