٩-١٠-٢-١ حداقل ضخامت دال
٩-١٠-۶-١-١ در دالهای دوطرفه بدون تیرهای داخلی بین تکیهگاه ها در تمامی لبه ها، و با حداکثر نسبت دهانه ی بزرگ به دهانه ی كوچک برابر با ٢، حداقل ضخامت دال براى بارهاى متعارف باید محدودیتهای بند (الف) تا (پ) زیر را برآورده کند، مگر اینکه محدودیت های مربوط به خيز محاسبه شده در بند 9-10-6-2 برآورده شود.
الف - برابر با مقادير جدول ٩-١٠-١؛
ب - براى دالهاى بدون كتيبه برابر با ١٢٥ ميلى متر؛
پ - براى دالهاى با كتيبه برابر با ١٠٠ ميلى متر.
در مواردى كه تنش تسليم آرماتور بيش از ٥٥٠ مگاپاسكال است، محدوديت خيز محاسبه شده بر طبق بند ٩-١٠-۶-٢، باید با فرض مدول گسیختگی کاهش یافته بتن برابر با
fr = 0.42 √f'c ، تأمين شود.
٩-١٠-۶-١-٢ دالهاى دوطرفه با تيرهای بين تكيه گاه ها در همه لبه ها حداقل ضخامت دال براى بارهاى متعارف بايد محدوديتهاى جدول ٩-١٠-٢ را تأمين نمايد؛ مگر اين كه محدوديتهاى خيز محاسبه شده در بند 9-10-6-2 برآورده شود.
٩-١٠-6-١-٣ در لبههاى غير ممتد دالهاى بند 9-10-6-1-2، يک تير لبه با af ≥ 0.80 بايد تأمين شود؛ و يا حداقل ضخامت مورد نياز در قسمت هاى (ب) يا (ت) جدول ٩-١٠-٢، بايد حداقل 10 درصد در چشمه ى با لبه ى غير ممتد افزايش يابد.

4-1-6-10-9 اگر کفپوش بتنی با دال به صورت یکپارچه اجرا شود، یا اگر کفپوش به صورت مركب با دال كف طبق بند ٩-١٧-٣ طراحى شود، ضخامت كلى دال، h، مى تواند شامل ضخامت كف پوش هم بشود.
٩-١٠-۶-١-۵ اگر از خاموت های يک یا چند شاخه به عنوان میلگرد برشى استفاده شود، ضخامت دال بايد الزامات d در بند ٩-٨-5-٢ را برآورده نمايد.

٩-١٠-6-٢ محدوديت خيز دال
٩-١٠-۶-٢-١ خيز آنى و درازمدت دالهاى مشمول اين فصل بايد مطابق با ضوابط مربوط به الزامات بهره بردارى فصل ٩-١٩ محاسبه شود؛ ونيز براى دالهاى دوطرفه با شرايط (الف) و (ب) زير از محدوديتهاى مندرج در بند ٩-١٩-٢-4 بيشتر نشود:
الف - دال هايى كه محدوديتهاى حداقل ضخامت ذكرشده در بند ٩-١٠-٢-١ را تأمين نمى كنند.
ب - دال های دوطرفه ای که فاقد تیرهای داخلی بین تکیهگاه ها در کلیه ی لبه ها بوده، و نسبت دهانه ی بزر گ به دهانه ی كوچك آن ها بيشتر از ٢ باشد.
٩-١٠-٢-6-٢ در دالهاى بتنى مركبى كه ضوابط بند ٩-١٠-6-١ را تأمين كنند، لازم نيست، خیز پس از مرکب شدن محاسبه شود. خیزی که پیش از مرکب شدن دال رخ میدهد، بايد مورد بررسی قرار گیرد؛ مگر آن كه ضخامت دال پيش از مركب شدن، ضوابط بند ٩-١٠-6-١ را برآورده کند.
٩-١٠-۶-٣ محدوديت كرنش میلگرد
٩-١٠ -6- ٣-١ دالهاى دوطرفه بايد رفتار كشش-كنترل، مطابق بند ٩-٧-4-٢، داشته باشند.
٩-١٠-6-4 مقاومت مورد نياز
٩-١٠-6-4-١ كليات
الف - مقاومت مورد نياز بايد بر اساس تركيب بارهاى ضريبدار ارائه شده در فصل ٩-٧ محاسبه شود.
ب - مقاومت موردنياز بايد بر اساس روشهاى تحليل مطابق فصل ٩-۶ تعيين شود. در غير اين صورت مىتوان روشهاى طراحى " مستقيم " و " قاب معادل " را به عنوان روش جايگزين بكار برد.
پ - براى سيستم هاى متكى به ستونها يا ديوارها ابعاد C1 يا C2 و Ln بايد بر اساس سطح مقطع مؤثر تکیهگاه تعيين گردد. سطح مؤثر تکیهگاه محل تقاطع سطح زيرين دال يا كتيبه برشى با بزركترين سطح قاعده مخروط يا هرم قائم و سرستون، كه سطوح آنها در داخل ستون يا سرستون قرار داشته و تمايل بارهاى آنها نسبت به محور ستون كمتراز 45 درجه است، مى باشد.
ت - تركيب نتايج تحليل براى بارهاى ثقلى و بارهاى جانبى ناشى از باد يا زلزله مجاز است.
٩-١٠-4-6-٢ لنگرضريب دار
الف - برای دال هایی که با تكیه گاه به صورت يكپارچه ساخته مىشوند، مى توان Mu در تكیه گاه را در بر تكيه گاه محاسبه نمود؛ مگر اين كه تحليل مطابق بند (ب) زير انجام شود.
ب - براى دالهاى تحليل شده با استفاده از روش طراحى مستقيم يا روش قاب معادل، Mu در تکیهگاه بايد به ترتيب مطابق بند ٩-١٠-٩ يا ٩-١٠-١٠ تعيين شود.
٩-١٠-4-6-٣ انتقال لنگر خمشى ضريبدار در اتصالات دال به ستون
الف - در مواردی که بارهای تقلی، باد یا زلزله موجب میشوند كه در اتصال دال به ستون بدون تير، لنگرضريب دار نامتعادل، Msc ، ايجاد شود، بايد بخشى از اين لنگرمعادل γfMsc با عملكرد خمشی، و باقیمانده ی آن از طریق اثر نیروى برشى كه اطراف ستون در دال ايجاد مى شود با اثر خروج از مركزيت آن به ستون منتقل مى گردد.
مقدار γf از رابطهى (٩-١٠-١) محاسبه مى شود:

ب - عرض مؤثر دال، bslab براى تحمل γfMsc بايد برابر عرض ستون يا سرستون به اضافه ى فاصله ای در هر طرف به اندازه مقادير زير در نظر گرفته شود:
١- در دالهاى بدون كتيبه يا سرستون به اندازه كوچكترين دو مقدار 1/5 برابر ضخامت دال و فاصله تا لبهى دال؛
٢- در دالهاى داراى كتيبه يا سرستون به اندازه كوچكترين دو مقدار 1/5 برابر ضخامت كتيبه یا سرستون و فاصله تا لبه ى كتيبه يا سرستون به اضافه ى 1/5 برابر ضخامت دال.
پ - در مواردى كه محدوديتهاى νuv و εt در جدول ٩-١٠-٣ تأمين شود، مى توان مقدار γf را به حداكثر مقدار اصلاحى ارائه شده در اين جدول افزايش داد. νc طبق
بند ٩-٨-6-٣ محاسبه می شود.
νuv تنش برشى ضريب دار در مقطع بحرانى دال است كه در عملكرد دوطرفه ناشى از بارهای تقلى، بدون انتقال لنگرحاصل مى شود.
ت - طراحى براى آن قسمت از لنگرضريب دار نامتعادل كه با خمش منتقل نمى شود، وبا اثر نیروى برشى خارج از محور در اطراف ستون در دال يا كتيبه ى دال منتقل مى شود، γfMsc بايد بر اساس ضوابط بند 9-10-6-4-5-2 صورت گیرد.
ث - لنگر نامتعادل γfMsc بايد با تراكم میلگردها در بالاى ستون و يا با كم كردن فاصله ى میلگردها و یا با میلگردهاى اضافى در عرض مؤثر دال که در این بند معرفى شده تحمل گردد.

4-4-6-10-9 برش يک طرفەى ضريب دار
الف - برای دال های ساخته شده به صورت یکپارچه با تکیهگاهها، باید مقطع بحرانی برای Vu را در بر تكيه گاه در نظر گرفت.
ب - در مواردى كه شرايط (١) تا (٣) زير تأمين شده باشند، مىتوان مقطع بحرانى را در فاصله ى d از بر تکیهگاه در نظر گرفت:
١۔ عکس العمل تکیهگاه در جهت برش اعمالى، بر نواحى انتهايى دال فشار وارد نمايد.
٢- بارها در سطح فوقانى دال يا نزديك به آن اعمال شوند.
٣- هیچ بار متمركزى بين بر تكيه گاه و مقطع بحرانى وارد نشود.
٩-١٠-4-6-٥ برش دوطرفەى ضريب دار
٩-١٠-4-6-٥-١ مقطع بحرانى
الف - دالها باید برای برش دوطرفه در مجاورت ستون ها، بارهای متمركز و نواحی تكيه گاهى در مقاطع بحرانى، مطابق با بند ٩-٨-٥-٢ ارزيابى شوند.
ب - دالهاى تقويت شده با خاموت يا گل ميخ سَر دار برشى بايد براى برش دوطرفه در مقاطع بحرانى، مطابق با بند ٩-٨-٥-٢ ارزيابى شوند.
پ - دال های تقویت شده با كلاهک برشى بايد براى برش دوطرفه در مقاطع بحرانى مطابق با بند٩-٨-٥-٥ ارزيابى شوند.
٩-١٠-4-6-٥-٢ تنش برشى دوطرفه نامتعادل ناشى از برش ولنگرضريب دار دال منتقل شده به ستون
الف - براى برش دوطرفه نامتعادل ناشى از برش ولنگرضريب دار منتقل شده به ستون، تنش برشى ضريب دار، νu، بايد در مقاطع بحرانى مطابق بند 9-10-6-4-5-1 محاسبه شود. تنش برشى ضريبدار، νu، مربوط به هر تركيب از تنش برشى ناشى از برش مستقيم νuv ، وتنش برشى منتقل شده به وسيله ى γvMsc است. γv در بند (ب) زير و Msc در بند 9-10-6-4-3 معرفی شده است.
ب - بخشى از Msc كه به دليل خروج از مركزيت برش انتقال مييابد ( γvMsc ) بايد در مركز سطح مقطع بحرانى اعمال شود. γv از رابطه ى زير به دست ميايد:

پ - تغييرات تنش برشى ضريب دار ناشى از γfMsc ، بايد به صورت خطى، حول مركز سطح مقطع بحرانى مطابق با بند ٩-١٠-6-4-٥-١ در نظر گرفته شوند.
٩-١٠-6-٥ مقاومت طراحى
٩-١٠-6-٥-١ كليات
الف- براى هر تركيب بار ضريب دار، مقاومت طراحى بايد موارد (ب) تا (ث) زير را تأمين نمايد.
ب- ΦMn ≥ Mu در همه ى مقاطع در طول دهانه در هر جهت.
پ- ΦMn ≥ γfMsc در عرض دال ( bslab ) به صورتى كه در بند9-10-6-4-3 تعريف شده است
ت - ΦVn ≥ Vu در همه ی مقاطع در طول دهانه در هر جهت برای برش يکطرفه.
ث- Φνn ≥ νu در مقاطع بحرانى كه در بند 9-10-6-4-5 معرفى شده است، براى برش دوطرفه.
ج- Φ بايد مطابق با بند ٩-٧-4-١ باشد.
چ- در مواردى كه از كلاهك برشى براى تقويت دال استفاده مى شود، ضوابط بندهاى ٩-٨-٥-٥ و (ب) فوق در مجاورت ستون بايد تأمين شوند. در بيرون از ناحيهى كلاهك برشى، بايد بندهاى (ب) تا (ث) فوق رعایت كردند.
٩-١٠-6-٥-٢ لنگر خمشى
الف - Mn بايد مطابق با ضوابط بند ٩-٨-٢ محاسبه شود.
ب - در محاسبه ى Mn براى دالهاى با كتيبه، ضخامت كتيبه در زير دال، نبايد از يك چهارم فاصله ی لبه ی کتیبه تا بر ستون يا سر ستون بيشتر در نظر گرفته شود.
٩-١٠-6-٥-٣ برش
الف - مقاومت برشى طراحى اسمى دالها در مجاورت ستون ها، بارهاى متمركز يا نواحى عكس العمل، بايد مطابق بندهاى (ب) و(پ) باشد.
ب - براى برش يكطرفه νn در مقطع بحرانى بايد در صفحه اى در عرض كل دال νn طبق بند ٩-٨-4 محاسبه شود.
پ - براى برش دوطرفه، νn بايد طبق بند ٩-٨-٥ محاسبه شود.
ت - براى دالهاى بتنى مركب، مقاومت برشى افقى، νnh، بايد طبق بند ٩-١٧-٣ محاسبه شود.
٩-١٠-۶-۶ كتیبە دال ها
٩-١٠-۶-6-١ در مواردى كه براى كاهش حداقل ضخامت مورد نياز يا كاهش مقدار آرماتور منفى روی ستونهای دالهای تخت یا قارچی، اقدام به ايجاد كتيبه دال در روى ستون مى شود، ضوابط بندهاى 9-10-6-6-2 تا 9-10-6-6-4 بايد رعايت شوند.
٩-١٠-6-6-٢ بعد كتيبه در هر سمت محور ستون نبايد كمتر از يك ششم طول دهانه (مركز تا مر کز تکیهگاه ها) در امتداد آن دهانه در نظر گرفته شود.
٩-١٠-6-6-٣ ضخامت كتيبه نبايد كمتر از يك چهارم ضخامت دال باشد.
٩-١٠-۴-۶-۶ در محاسبه مقدار آرماتورهای منفی در ناحیه ی كتیبه، نباید ضخامت كتيبه را بیشتر از یک چهارم فاصله ى لبه كتيبه از بر ستون يا سرستون منظور كرد.
٩-١٠-6-6-5 در مواردى كه براى افزايش سطح مقطع بحرانى برش از افزايش ضخامت دال (كتيبه برشى) در اطراف ستون استفاده مى شود، بايد كتيبه در سطح زيرين دال اجرا شود؛ و حداقل به اندازه ی عمق كتيبه از بر ستون بيرون زدگى داشته باشد.
٩-١٠-6-٧ بازشوها در سيستم دال ها
٩-١٠-۶-٧-١ در سیستم دالها میتوان بازشوهایی با هر اندازه پیشبینی کرد؛ مشروط بر آن كه با انجام تحليل ويژه بتوان نشان داد كه سيستم از مقاومت كافى برخوردار است وضوابط مربوط به حالات حدی بهره بردارى به ویژه ضوابط مربوط به خيز را تأمين مى كند.
2-7-6-10-9 در مواردى كه تحليل ويژه اى انجام نشود، بايد ضوابط بندهاى 9-10-6-7-3 تا 9-10-6-7-6 را در تعيين محل و ابعاد بازشوهاى دالهاى بدون تير رعايت گردد. در تمامى موارد بايد در اطراف بازشوها در هر امتداد، آرماتورهاى اضافى معادل با آرماتورهاى قطع شده قرار داده شود.
٩-١٠-۶-٧-٣ در نواحى مشترک بين دو نوار ميانى متقاطع دال، میتوان هر بازشويى با هر اندازه اى پيش بينى كرد.
٩-١٠-۶-٧-4 در نواحى مشترک بين دو نوار ستون متقاطع دال، فقط بازشوهايى با ابعاد كمتراز یک هشتم عرض نوار در هر جهت میتوان پیش بینی كرد.
٩-١٠-6-٧-5 در محل تلاقى يك نوار ستون و يك نوار ميانى، فقط يك چهارم آرماتورهاى هر نوار در هر جهت را مى توان قطع كرد.
٩-١٠-6-٧-۶ اگر بازشو در فاصلهاى كمتر از چهار برابر ضخامت دال از محيط ستون، بار متمركز يا سطح عكس العمل قرار داشته باشد، بند ٩-٨-٥-٢-4 براى دالهاى بدون كلاهك برشى، يا بند ٩-٨-٥-٥-٩ براى دالهاى با كلاهک برشى بايد تأمين شود.
٩-١٠-6-٧-٧ در صورت ايجاد بازشو در سيستم دال، بايد ضوابط طراحى براى برش مطابق بند 9-8-5-2-4 رعايت شوند.
٩-١٠-۶-٧-٨ در دالهاى با تير، بازشوها نبايد از محل تيرها عبور كنند؛ مگر آن كه تحليل قابل قبولى ارائه شود.