اتصال به اینترنت برقرار نیست

اتصال خود را بررسی کنید و دوباره تلاش کنید. پیش‌نویس شما در این صفحه باقی می‌ماند.

در حال بارگذاری ...
هوش مصنوعی مقررات ملی ساختمان23Gane AI

logo
homeLeftFloatShape
کتاب های مقررات ملی ساختمان
انتخاب مباحث مقررات ملی ساختمان

مبحث نهم مقررات ملی ساختمان : طرح و اجرای ساختمان های بتن آرمه (1399) | ٩-٢٠-۶ قاب هاى با شكل پذيرى زياد (ويژه)

٩-٢٠-6-١ ضوابط بند ٩-٢٠-6 بايد در قاب هاى با شكل پذيرى زياد كه بخشى از سيستم مقاوم در برابر زلزله را تشكيل میدهند، به كار برده شوند.

 

٩-٢٠-۶-٢ تیرها در قاب‌های با شكل پذیری زیاد

٩-٢٠-6-٢-١ محدوديت هاى هندسى

٩-٢٠-6-٢-١-١ در اين تيرها محدوديت هاى هندسى (الف) تا (پ) اين بند بايد رعايت شوند:

الف- ارتفاع مؤثر مقطع نباید بیشتر از یک چهارم طول دهانه ی آزاد باشد.

ب- عرض مقطع نبايد كمتر از سه دهم ارتفاع آن و ٢٥٠ ميلى متر باشد.

پ- عرض مقطع نباید بیش تر از عرض عضو تکیه گاهى، در صفحه ى عمود بر محور طولى عضو خمشی، بە اضافەی كوچكترين C2 و 0.75C1 در هر طرف عضو تكيه گاهى باشد.

 

٩-٢٠-6-٢-٢ آرماتورهاى طولى

٩-٢٠-6-٢-٢-١ در تمامى مقاطع تير نسبت سطح مقطع آرماتور به مقطع موثر بتن، هم در بايين وهم در بالا، نبايد كم تراز مقادير مقرر شده در بند ٩-١١-٥-١-٢ بوده، و نسبت آرماتور كششى براى فولادهاى باحد تسليم 420 مگاپاسكال وكمتر نبايد بيش تراز 0/025، وبراى فولادهاى با حد تسليم ٥٢٠ مگاپاسكال بيش تراز 0/020 اختيار شود، حداقل دو ميلگرد با قطر ١٢ ميلى متر بايد هم در پايين وهم در بالاى مقطع در سراسر طول پيش بينى شوند.

٩-٢٠-6-٢-٢-٢ در بر تكيه‌گاه هاى تير، مقاومت خمشى مثبت مقطع در هر تكيه‌گاه بايد حداقل برابر نصف مقاومت خمشى منفى همان مقطع باشد.

 

٩-٢٠-6-٢-٢-٣ مقاومت خمشى مثبت ومنفى هر مقطع در سراسر طول تير نبايد كمتر از يك چهارم حداكثر مقاومت خمشى در مقاطع بر تكيه كاهى در دو انتهاى عضو باشد.

 

٩-٢٠-6-٢-٢-4 استفاده از وصله‌ى پوششى در ميلگردهاى طولى خمشى فقط در شرايطى مجاز است كه در تمام طول وصله، آرماتور عرضى از نوع دورگير يا دورپيچ موجود باشد. فاصله‌ی سفرە‌های آرماتور عرضی در بر گیرندەی وصلە از یک دیگر، نباید از کوچکترین مقادیر یک چهارم ارتفاع مؤثر مقطع و ١٠٠ ميلى متر بيش تر باشد.

 

5-2-2-6-20-9 استفاده از وصله‌ى پوششى در محل هاى زير مجاز نيست:

الف- در اتصالات تيرها به ستون ها؛

ب- در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع تير از بر تكيه گاه؛

پ- در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع تیر از مقاطع بحرانی که در آنها، در اثر تغيير مكان جانبى غير الاستيک، امكان وقوع تسليم آرماتور وجود دارد.

 

6-2-2-6-20-9 وصله هاى مكانيكى بايد شامل يكى از دو طبقه بندى زير باشند:

الف- گروه يك- وصله هاى مكانيكى مطابق ضوابط بند ٩-٢١-4-٧

ب- گروه دو- وصله هاى مكانيكى مطابق ضوابط بند ٩-٢١-4-٧ كه قادر هستند مقاومت گسیختگی كششى اسمى آرماتورهاى وصله شده را تحمل نمايند.

 

7-2-2-6-20-9 وصله هاى مكانيكى گروه يک نبايد در فاصلهاى كمتر از دو برابر ارتفاع مقطع عضو از بر تير يا ستون، ويا مقاطع بحرانى كه در آنها احتمال تسليم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند. استفاده از وصله هاى گروه دو درصورتيكه رده آرماتورها S400 و S420 بوده و تير پيش ساخته نباشد، در هر نقطه مجاز است. در مورد ساير رده هاى آرماتور نيز بايد شرايط وصله هاى گروه يک در اين بند رعايت شوند.

 

٩-٢٠-۶-٢-٢-٨ استفاده از وصله‌های جوشى در ميلگردهايى كه نيروى ناشى از زلزله را تحمل مینمایند، باید بر اساس ضوابط بند ٩-٢١-۴-٧ بوده و این وصله ها نباید در فاصلەی کمتر از دو برابر ارتفاع مقطع عضو از بر اتصال تير به ستون، و يا مقاطع بحرانى كه در آنها احتمال تسليم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند.

 

9-2-2-6-20-9 جوش كارى خاموت ها، تنگ ها، قطعات جاگذارى شده، و مشابه آنها به آرماتور‌های طولى كه كاربرد محاسباتى دارند، مجاز نمى باشد.

 

٩-٢٠-6-٢-٣ آرماتورهاى عرضى

٩-٢٠-۶-٢-٣-١ در تیرها در طول قسمت‌های بحرانى كه در زير مشخص شده‌اند ، آرماتور عرضى بايد از نوع دورگير بوده وشرايط بند ٩-٢٠ -6- ٢-٣-٢ را تامين نمايند:

الف- در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر هر تكيه گاه به سمت وسط دهانه؛

ب- در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع در دو سمت مقطعى كه در آن امكان تشكيل مفصل پلاستيك دراثر تغيير مكان جانبى غير الاستيک وجود داشته باشد.

 

2-3-2-6-20-9 دور گیرها در تیر و فاصله‌ی آنها از یک دیگر، بايد داراى شرايط (الف) تا (پ) زير باشند:

الف - قطر دورگیرها مطابق بند ٩-٢١-6-٢-٢ باشد.

ب- فاصلەی دور گیرها از يک ديگر نبايد بيش تراز يك چهارم ارتفاع مؤثر مقطع، ۶ برابر قطر کوچکترین میلگرد طولى براى ميلگردهاى با مقاومت تسليم 420 مگاپاسكال و كمتر، و ٥ برابر قطر کوچکترین میلگرد طولی برای میلگردهاى با مقاومت تسليم ۵٢٠ مگاپاسكال (به جز ميلگرد طولى جلدى) و ١٥٠ ميلى متر اختيار شود.

پ- فاصله‌ی اولین دور گير از بر تكيه‌گاه بيش تر از ٥٠ ميلى متر نباشد.

 

٩-٢٠-۶-٢-٣-٣ در قسمت هایی از طول تير كه به دورگير نیاز است، میلگردهاى طولى اصلى در مجاورت رويه هاى كششى و فشارى عضو بايد داراى تكيه‌گاه عرضى مطابق بند ٩-٢١-6-٢-4 باشند. فاصله‌ی مركز تا مركز ميلگردهاى خمشى كه داراى تكيه‌گاه جانبى هستند، نبايد بيش از 350 ميلى متر باشد. براى آرماتورهاى جلدى كه بر اساس ضوابط بند ٩-١١-6-١-٣ ضرورى هستند، نيازى به تكيه‌گاه عرضى نيست.

 

٩-٢٠-۶-٢-٣-۴ در قسمت هایى از طول تير كه به دورگير نياز است، خاموت ها بايد براى برش مطابق ضوابط بند ٩-٢٠-6-٢-4 طراحى شوند.

 

٩-٢٠-۶-٢-٣-۵ در قسمت هایی از طول تير كه به دور گير نياز نيست، خاموت ها بايد در دو انتها دارای قلاب لرز‌ه‌ای بوده، و فاصلەی آنها از يك ديگر كم تر يا مساوى نصف ارتفاع موثر باشد.

 

٩-٢٠-۶-٢-٣-۶ دور گیر در تیرها را میتوان با دو قطعه ميلگرد ساخت. یک ميلگرد به شكل U که در دو انتها دارای قلاب لرزه‌ای باشد، و میلگرد دیگر به شکل سنجاقی که با میلگرد اول يک دور گیر تشکیل دهد. خم ٩٠ درجه ی سنجاقی‌های متوالی که یک میلگرد طولی را در بر می گيرند، باید به طور یک در میان در دو سمت تیر قرار داده شود. چنان چه میلگرد‌های طولی كه توسط سنجاقی نگهداری شده‌اند ، در داخل یک دال كه تنها در يك سمت عضو خمشى قرار دارد محصور باشند، خم ٩٠ درجهی سنجاقی ها را میتوان در آن سمت دال قرار داد.

 

7-3-2-6-20-9 در نواحى بحرانى مطابق بند ٩-٢٠ -6- ٢-٣-١ در تيرهايى كه نيروى محورى فشارى ضريب دار آنها از 0.10Agf'c بيش تر است، بايد از دورگيرهايى مطابق ضوابط بندهاى 9-20-6-3-3-2 تا ٩-٢٠-6-٣-٣-4 استفاده شود در ساير نواحى تير بايد از خاموت هايى با مشخصات داده شده در بند ٩-٢٠-6-٣-٣-٢، مربوط به ستون ها، با فاصله‌ی S برابر با كم ترين مقدار از برابر قطر كوچك ترين آرماتور طولى براى آرماتورهاى با مقاومت تسليم 420 مگاپاسكال وكمتر، و ۵ برابر قطر كوچكترين آرماتور طولى براى آرماتورهاى با مقاومت تسليم ٥٢٠ مگاپاسكال، و يا ١۵٠ ميلى متر استفاده شود. در مواردى كه پوشش بتن روى آرماتورهاى عرضى از ١٠٠ ميلى متر بيش تر است، بايد از آرماتورهاى عرضى اضافى با پوشش بتن كمتراز ١٠٠ ميلى متر وفاصله‌ی حداكثر ٣٠٠ ميلى متر، استفاده نمود.

 

٩-٢٠-۶-٢-۴ برش در تیر‌های با شكل پذيرى زياد

1-4-2-6-20-9 نيروى برشى طراحى تيرها، Ve، بايد با در نظر گرفتن تعادل استاتيكى بارهاى قائم ضریبدار وارد بر تیر و لنگرهاى خمشى موجود در مقاطع انتهايى تير با فرض آن كه در اين مقاطع مفصل هاى پلاستيک تشكيل شداند، تعيين شود. ظرفيت خمشى مفصل هاى بلاستيك، مثبت يا منفى بايد برابر با لنگر خمشى مقاوم محتمل مقطع، Mpr ، در نظر گرفته شود. جهت هاى این لنگر‌های خمشی باید چنان در نظر گرفته شوند که نیروی برشی ايجاد شده در تير، بيش ترين مقدار باشد.

 

٩-٢٠-6-٢-4-٢ در مواردى كه هر دو شرط (الف) و(ب) زير برقرار باشند، طراحى آرماتورهاى عرضى در مناطق بحرانى بند ٩-٢٠-6-٢-3-١، بايد با فرض Vc برابر با صفر انجام شود:

الف - بخش لرزه‌اى برش محاسبه شده بر اساس بند ٩-٢٠ -6- ٢-4-١، بزركتر يا مساوى نصف مقاومت برشى حداكثر در مناطق بحرانى باشد.

ب- بار محورى فشارى ضريب دار، Pu، كه شامل اثرات زلزله مى باشد، از 0.05Agf'c كمتر باشد.

 

٩-٢٠-۶-٣ ستون ها در قاب هاى با شكل پذيرى زياد

٩-٢٠ -6- ٣-١ محدوديت هاى هندسى

1-1-3-6-20-9 در ستون ها محدوديتهاى هندسى (الف) و (ب) اين بند بايد رعايت شوند:

الف- كوچكترين بعد مقطع كه در امتداد هر خط مستقيم گذرنده از مركز هندسى مقطع تعيين ميشود، نبايد از ٣٠٠ ميلى متر كمتر باشد.

ب- نسبت کوچكترین بعد مقطع به بعد عمود بر آن نبايد از 0/4 كم تر باشد.

 

٩-٢٠-6-٣-٢ آرماتورهاى طولى

٩-٢٠-6-٣-٢-١ در ستون ها نسبت سطح مقطع آرماتور طولى به سطح مقطع كل ستون نبايد كمتر از يك درصد و بيش تراز شش درصد در نظر گرفته شود. محدوديت حداكثر مقدار آرماتور بايد در محل وصله ها نيز رعايت شود.

 

٩-٢٠-۶-٣-٢-٢ در ستون هایی كه در آنها از دورگیرهاى دايرهاى استفاده شده است، تعداد آرماتورهاى طولى مقطع بايد حداقل 6 عدد باشد.

 

٩-٢٠-۶-٣-٢-٣ در طول آزاد ستون، آرماتور‌های طولی ستون باید به گون‌های انتخاب شوند كه   1.25ld ≤ lu/2 باشد. دراين رابطه ld طول گيرايى آرماتورهاى طولى و lu طول آزاد ستون می باشد.

 

4-2-3-6-20-9 استفاده از وصله‌ى پوششى در ميلگردهاى طولى فقط در نيمه ى ميانى طول ستون مجاز است. طول پوشش اين وصله ها بايد براى كشش در نظر گرفته شود. در طول اين وصله ها بايد آرماتورهاى عرضى مطابق ضوابط بندهاى 9-20-6-3-3-2 و٩-٢٠-6-٣-٣-٣ به كار برده شوند.

 

٩-٢٠-6-٣-٢-5 وصله هاى مكانيكى، بايد مطابق ضوابط بندهاى ٩-٢٠-6-٢-٢-6 و ٩-٢٠-6-٢-٢-٧ باشند.

 

٩-٢٠-6-٣-٢-6 وصله هاى جوشى بايد مطابق ضوابط بندهاى ٩-٢٠-6-٢-٢-٨ و ٩-٢٠-6-٢-٢-٩ باشند.

 

٩-٢٠-6-٣-٣ آرماتورهاى عرضى

٩-٢٠-6-٣-٣-١ در دو انتهاى ستون ها و در دو طرف هر مقطعى از آنها كه احتمال تشكيل مفصل پلاستیک وجود دارد، ناحيهاى به طول l0 ناحیه‌ى بحرانى تلقى شده و در آنها بايد آرماتور گذارى عرضى ويژه مطابق ضوابط بندهاى ٩-٢٠-6-٣-٣-٢ تا ٩-٢٠-6-٣-٣-٥ بيش بينى شود؛ مگر آن که طراحی برای برش و پیچش نياز به آرماتور بيش ترى داشته باشد. طول l0 كه از بر اتصال به تیرها اندازه گیری میشود، نبايد كم تر از مقادير (الف) تا (پ) در نظر گرفته شود:

الف - يك ششم طول آزاد ستون؛

ب - عمق ستون مقطع مستطيلی شكل یا قطر مقطع دایره‌ای شکل در بر اتصال به اعضای دیگر و يا ساير مقاطعى كه ممكن است در آنها لولاى پلاستيک تشكيل شود؛

پ - 450 ميلى متر.

 

2-3-3-6-20-9 آرماتورهاى عرضى ويؤه بايد مطابق ضوابط (الف) تا (ج) در نظر گرفته شوند:

الف- آرماتور عرضی در ناحیه‌ی بحرانی را میتوان با دور پیچ های تکی و یا چند قطعه‌ای كه با يک دیگر هم پوشانی دارند، دور گيرهاى دايرهاى، و يا دورگيرهاى با خطوط مستقيم تكى و يا چند قطعه اى كه با يك ديگر هم پوشانى دارند، با يا بدون قلاب دوخت، ساخت.

ب- دورگیرهاى با خطوط مستقيم و يا قلاب هاى دوخت بايد در محل هاى خم در بر گيرنده ى آرماتورهاى طولى باشئد.

پ- قطر قلاب هاى دوخت، در صورتى كه ضوابط بند 9-21-6-2-2 در آنها رعايت شوند، میتواند برابر یا کوچکتر از قطر دور گیرها باشد. انتهای قلاب هاى دوخت متوالى بايد به طور يک در میان در راستلى ميلگردهاى طولى و در پيرامون مقطع جا به جا شود.

ت- در مواردى كه از دورگیرهاى با خطوط مستقيم و يا قلاب هاى دوخت استفاده مى شود، بايد شرایط تكیه گاهی جانبى براى آرماتورهاى طولى مطابق بند ٩-٢١-6-4 به وسيله ى آنها فراهم شوند.

ث- آرماتورها در محیط ستون باید به گونه ای آرایش داده شوند كه فاصله‌ی آرماتورهاى طولى، hx، كه به قلاب‌های دوخت و یا گوشهی دور گیرها متكى هستند، از يك ديگر بيش تر از ٣٥٠ ميلى متر نباشد.

ج- در مواردی كه در ستونها از دورگیرهاى با خطوط مستقيم استفاده شده و Pu > 0.3Agf'c و یا f'c ≥ 70 Mpa است، کلیه‌ی آرماتور‌های تکی و یا گروه آرماتور‌های طولی در پيرامون هسته‌ى ستون بايد به گوشه هاى دورگیرها و يا يك قلاب لرزاى متكى بوده و مقدار hx از ٢٠٠ ميلى متر بيش تر نشود. مقدار Pu بزرگترین نیروى محورى فشارى در تركيب هاى بارگذاری است كه شامل زلزله هستند.

 

3-3-3-6-20-9 قطر آرماتورهاى عرضى ويزه در ناحيه‌ى بحرانى بايد مطابق بند ٩-٢١-6-٢ باشد. فاصله‌ی سفره ى ميلگردهاى عرضى از يك ديگر نبايد بيش تراز مقادير (الف) تا (پ) باشد:

الف- يك چهارم ضلع كوچك تر مقطع ستون؛

ب- شش برابر كوچكترين قطر ميلگرد طولى براى ميلگردهاى با مقاومت تسليم 420 مگاپاسكال و كوچكتر، و پنج برابر قطر كوچكترين ميلگرد طولى براى ميلگردهاى با مقاومت تسليم ٥٢٠ مگاپاسكال.

پ- مقدار s0 كه از رابطه‌ى زير محاسبه مى شود. بايد كم تر از ١٥٠ ميلى متر باشد؛ ولى نيازى نيست كه كم تراز ١٠٠ ميلى متر در نظر گرفته شود.

قاب هاى با شكل پذيرى زياد

 

4-3-3-6-20-9 مقدار آرماتور عرضی ویژەی لازم در ناحيه‌ى بحرانی برای دور گیر‌های چند ضلعى بايد مطابق (الف) و(ب) زير محاسبه گردد:

الف - درصورتى كه  Pu ≤ 0.3Agf'c و f'c ≤ 70 Mpa باشد، مقدار  Ash/sbc بايد برابر با بيش ترين مقدار دو رابطه‌ى (٩-٢٠-٢) و (٩-٢٠-٣) باشد.

مقررات ملی ساختمان

ب - در صورتى كه Pu > 0.3Agf'c ويا  f'c > 70 Mpa باشد، مقدار Ash/sbc بايد علاوه بر مقدار حداكثر به دست آمده از روابط (٩-٢٠-٢) و (٩-٢٠-٣)، از مقدار محاسبه شده از رابطه‌ى (٩-٢٠-4) نيز بيش تر باشد.

مبحث نهم

ضرايب مقاومت بتن،  kf ، و تاثير محصور شدگى،  kn ، از روابط (٩-٢٠-٥) و (٩-٢٠-۶) محاسبه می شوند:

مبحث نهم مقررات ملی ساختمان

در رابطه‌ى فوق، n1 تعداد آرماتورها يا گروه آرماتورهاى واقع در محيط هسته‌ى ستون با دور گیر‌های با خطوط مستقیم است، که از نظر عرضی به قلاب ‌های لرزه‌ای و یا گوشه‌ی دور گیرها متكى هستند.

 

٩-٢٠-6-٣-٣-5 مقدار آرماتور عرضی ویژه لازم در ناحیه‌ی بحرانی برای دورپیچ ها و یا دورگيرهاى دايروى بايد مطابق (الف) و(ب) زير محاسبه شود:

الف - درصورتى كه  Pu ≤ 0.3Agf'c و f'c ≤ 70 Mpa باشد، مقدار ρs بايد برابر با بيشترين مقدار از دو رابطه‌ى (٩-٢٠-٧) و (٩-٢٠-٨) باشد.

مقدار آرماتور عرضی ویژه لازم در ناحیه‌ی بحرانی برای دورپیچ ها و یا دورگيرهاى دايروى

 

ب - در صورتى كه Pu > 0.3Agf'c  و يا f'c > 70 Mpa باشد، مقدار ρs بايد علاوه بر مقدار حداكثر به دست آمده از روابط (٩-٢٠-٧) و (٩-٢٠-٨)، از مقدار محاسبه شده از رابطه‌ى (٩-٢٠-٩) نيز بيش تر باشد.

 

مهندس ناظر

 

6-3-3-6-20-9 در قسمت هايى از طول ستون كه آرماتور گذارى عرضى ويؤه اجرا نمى شود، بايد آرماتور عرضى به صورت دورپيچ يا دورگير و يا سنجاقى مطابق ضوابط بندهاى ٩-٢١-6-٢ و 9-21-6-3، و نيز براى تامين برش بر اساس بند 9-20-6-3-4 ، قرار داده شود. فاصله‌ی اين آرماتورها در هر حال نبايد براى آرماتورهاى با مقاومت تسليم 420 مگاپاسكال و كمتر، بيش تر از شش برابر قطر كوچك ترين ميلگرد طولى و يا ١٥٠ ميلى متر، وبراى آرماتورهاى با مقاومت تسليم ٥٢٠ مگاپاسكال، بيش تر از ٥ برابر قطر كوچك ترين ميلگرد طولى و يا ١٥٠ ميلى متر، اختيار شود.

 

٩-٢٠-۶-٣-٣-٧ در ستون هايى كه عكس العمل اعضاى سخت ناپيوسته را تحمل مى كنند، مانند ستون هاى واقع در زير ديوارهاى منقطع، بايد آرماتورهاى عرضى ويؤه مطابق ضوابط (الف) و(ب) به كار برده شوند:

الف- در مواردی كه بار محورى فشارى ضريب دار ستون در اثر زلزله از 0.1Agf'c تجاوز نمايد، بايد از آرماتورهاى عرضى مطابق بندهاى ٩-٢٠-6-٣-٣-٢ تا 9-20-6-3-3-5 در تمام طول ستون و در كلیه ی طبقات در زير سطحى كه در آن ناپيوستگى رخ مى دهد، استفاده شود. در مواردی كه از اثرات زلزله ى تشديد يافته براى لحاظ نمودن اثرات اضافه مقاومت اجزاى قائم سيستم مقاوم در برابر زلزله استفاده شده باشد، محدوديت 0.1Agf'c  بايد به 0.25Agf'c  افزايش داده شود.

ب- آرماتورهاى عرضى ستون بايد به اندازهاى برابر با حداقل طول گيرايى آرماتور طولى ستون، ld ، بر اساس بيش ترين قطر، كه مطابق با بند 9-20-6-5-5 تعيين مى شود، در داخل عضو منقطع ادامه یابند. در مواردی که انتهای تحتانی ستون بر روى يك ديوار متكى است، آرماتورهاى عرضى مورد نياز بايد به اندازه ى طول ld ، مربوط به آرماتور طولى ستون با بيش ترين قطر در داخل ديوار ادامه داده شوند.

 

٩-٢٠-۶-٣-٣-٨ در مواردی که پوشش بتن بر روی میلگردهای عرضى محصور كننده، كه بر اساس بندهاى ٩-٢٠-6-٣-٣-١، ٩-٢٠-6-٣-٣-6 و يا ٩-٢٠-6-٣-٣-٧ منظور شده است از ١٠٠ ميلى متر تجاوز نمايد، لازم است از آرماتورهاى عرضى اضافى، كه پوشش بتن روى آنها از ١٠٠ ميلى متر بيش تر نشده، وفاصله‌ی سفره هاى آنها از يك ديگر بيش تر از ٣٠٠ ميلى متر نباشد، استفاده گردد.

 

9-3-3-6-20-9 در محل اتصال ستون به شالوده، لازم است آرماتورهاى طولى ستون كه به داخل شالوده ادامه می يابند، در طولى برابر با حداقل ٣٠٠ ميلى متر با آرماتور گذارى عرضى ويژه مطابق بند 9-20-6-3-3-7 محصور شوند.

 

10-3-3-6-20-9 در ستون هايى كه قسمتى از ارتفاع آنها به يك ديوار بتنى متصل است، در تمام قسمت آزاد ستون بايد آرماتورهاى عرضى ويژه در نظر گرفته شوند.

 

٩-٢٠-۶-٣-4 برش در ستون هاى با شكل پذيرى زياد

1-4-3-6-20-9 نيروى برشى طراحى، Ve ، در ستون ها بايد با در نظر گرفتن اندر كنش نيروهاى محوری ضریبدار و لنگرهای خمشی مقاوم محتمل در مقاطع انتهايى ستون با فرض آن كه دراين مقاطع مفصل هاى پلاستيک تشكيل شده‌اند ، تعيين گردد. نيروى محورى Pu در محدودەى بارهاى محورى ضريب دار ستون طورى انتخاب مى شود كه بيش ترين لنگر خمشى محتمل، Mpr، حاصل شود.

این برش در هیچ حالت نباید کم تر از برش به دست آمده از تحليل ساختمان زير اثر بارهاى قائم و نيروى جانبى زلزله باشد. هم چنين نيازى نيست كه مقدار نيروى برشى ستون، از نيروى محاسبه شده بر اساس مقاومت كره كه با فرض لنگر خمشى محتمل، Mpr در تیرهای منتهی به گره به دست مى آيد، بيش تر باشد.

 

٩-٢٠-۶-٣-4-٢ در ستون ها، در حالاتى كه هر دو شرط (الف) و (ب) اين بند برقرار باشند، به منظور طراحى آرماتورهاى عرضى در محدوده ى l0 مطابق بند 9-20-6-3-3-1 ، بايد از مقاومت بتن در برش، Vc، صرف نظر نمود:

الف - برش محاسبه شده بر اساس بند ٩-٢٠-6-٣-4-١، برابر با حداقل نصف مقاومت برشى مورد نياز در محدوده ى l0 باشد.

ب - نيروى محورى فشارى ضريبدار، Pu، كه شامل اثرات زلزله مى باشد، از 0.05Agf'c كم تر باشد.

 

٩-٢٠-6-4 حداقل مقاومت خمشى ستون ها

٩-٢٠-6-4-١ ستون ها بايد الزامات بندهاى ٩-٢٠-6-4-٢ يا 9-20-6-4-3 را تامين نمايند.

 

٩-٢٠-۶-4-٢ بە استثنای موارد ذكر شده در بندهاى 6-20-6-4-3 و 9-20-6-4-4 ، لنگر هاى خمشى مقاوم ستونها وتيرها در محل اتصال مشترك، بايد در رابطه‌ى (٩-٢٠-١٠) صدق كنند:

حداقل مقاومت خمشى ستون ها

در اين رابطه:

ΣMnc = مجموع لنگرهاى مقاوم خمشى اسمى ستون ها در بالا و پايين اتصال كه در بر اتصال محاسبه شداند. لنگرهاى مقاوم خمشى ستون ها بايد براى نامساعدترين حالت بار محورى ضريبدار، در جهت بارگذاری جانبى مورد نظر، كه كمترين مقدار لنگرها را به دست مى دهد، محاسبه شوند.

ΣMnb = مجموع لنگرهلى مقاوم خمشى اسمى تيرها در دو سمت اتصال كه در بر اتصال محاسبە شدەاند.

جمع لنگرها در رابطه‌ی (٩-٢٠-١٠) بايد چنان صورت گيرد كه لنگرهاى ستونها در جهت مخالف لنگرهای تیرها قرار گیرند. رابطەی (٩-٢٠-١٠) باید در حالاتى كه لنگرهاى خمشى تيرها در هر دو جهت واقع در صفحهى قائم قاب عمل كنند، برقرار باشد. در تيرهاى T شكل در صورتى كه دال در اثر لنگرهای وارد در بر كره تحت كشش قرار گيرد، در محاسبه‌ى Mnb بايد آرماتورهاى دال واقع در عرض موثر آن، مطابق بند ٩ -6- ٣-٣، كه مهار آنها در حد تسليم در مقطع بحرانى خمشى تامين شده باشد، نيز منظور گردند.

 

٩-٢٠-۴-۶-٣ چنان چه ستونی ضابطه ی بند ٩-٢٠-۶-4-٢ را تامین نكند، بايد از كمك آن به سختى جانبى و مقاومت سازه در مقابل بار جانبى ناشى از زلزله صرف نظر شود. اين ستون درهر حال بايد ضوابط بند ٩-٢٠-١٠ را تأمين نمايد.

 

٩-٢٠-۶-4-4 چنان چه تعداد ستونهاى موجود در يك طبقه در يك قاب بيش تر از جهار عدد باشند، از هر چهار ستون يك ستون مى تواند رابطه‌ى (٩-٢٠-١٠) را تامين نكند؛ ولى در سيستم باربر لرزه‌اى سهيم باشد.

 

٩-٢٠-۵-۴-۶ در صورتی که تنش های محورى ايجاد شده از تركيب هاى بارهاى ضريب دارى كه شامل اثرات E هستند از 0.10Agf'c كمتر باشند، میتوان در ستون هاى قاب هاى يك و دو طبقه، و نيز در ستون هايى كه در بالاى اتصال امتداد نمى يابند در قابهاى چند طبقه، رابطه‌ى (٩-٢٠-١٠) را رعايت نمود. در اين صورت اين ستون ها بايد ضابطه ى بند 9-20-6-4-6 ر١ تامين كنند. اين ستونها مشمول ضابطه ى بند 9-20-6-4-3 نمى شوند.

 

٩-٢٠-6-4-6 درستون هايى كه مطابق بندهاى 9-20-6-4-4 و 9-20-6-4-5 عضوى از سيستم باربر لرزه‌اى محسوب مى شوند، بايد ميلگرد گذارى عرضى ويژه در تمام طول آنها رعايت شود.

 

٩-٢٠-6-٥ اتصالات تير به ستون در قاب هاى ويژه

 

1-5-6-20-9 ضوابط این بند برای طراحی نواحی اتصال تیر به ستون در قاب‌های ويژه که بخشی از سيستم باربر جانبی محسوب میشوند، به كار برده مى شوند.

 

٩-٢٠-6-٥-٢ كليات

٩-٢٠-۵-۶-٢-١ نیرو‌های آرماتور‌های طولی تيرها در بر ناحيه‌ى اتصال بايد با فرض تنش كششى 1.25fy محاسبه شوند.

 

2-2-5-6-20-9 آرماتورهاى طولى تيرها كه در ناحيه‌ى اتصال تير به ستون ختم مى شوند، بايد تا وجه مقابل هسته ی محصور شده در این ناحیه ادامه یابند؛ و در صورت ایجاد نیروی کششی در آنها مطابق بند 9-20-6-5-5 ودر صورت ايجاد نيروى فشارى در آنها مطابق بند ٩-٢١-٣-٨، مهار شوند.

 

3-2-5-6-20-9 در مواردى كه آرماتورهاى طولى تيراز ناحيه‌ى اتصال تير به ستون عبور میکنند، بعد گره، h ، به موازات آرماتورهاى طولى تير بايد بيش ترين مقدار به دست آمده از (الف) تا (پ) باشد.

الف - براى ميلگردهاى با مقاومت تسليم 420 مگاپاسكال وكمتر برابر با 20db/λ  كه db قطر بزركترين ميلگرد است.

ب - براى ميلگردهاى با مقاومت تسليم ٥٢٠ مگاپاسکال برابر با 26db بر اساس قطر بزرگترين میلگرد.

پ - نصف ارتفاع هر تیری که در امتداد مورد نظر به اتصال تير به ستون وصل بوده و با عمل كرد خود به صورت بخشی از سیستم مقاوم در برابر زلزله، در اتصال ايجاد برش مى كند.

 

٩-٢٠-6-٥-٣ آرماتور گذارى

٩-٢٠-۵-۶-٣-١ آرماتور گذاری عرضی باید در کلیه‌ی نواحی اتصالی، به جز آن هايى كه در بند 9-20-6-5-3-2 اشاره شده اند، مطابق ضوابط بندهاى 9-20-6-3-3-2 تا ٩-٢٠-6-٣-٣-4 و ٩9-20-6-3-3-7 به كار برده شود.

 

2-3-5-6-20-9 در نواحى اتصال هايى كه در جهار سمت توسط تيرها محصور شداند وعرض تیرها کمتر از سه چهارم بعد ستون متصل به آنها نیست، میتوان در طولی به اندازەى ارتفاع كم عمق ترين تير، h، از آرماتور عرضى مساوى با نصف مقدار تعيين شده در بند ٩-٢٠-6-٣-٣-4، استفاده نمود؛ و فاصله‌ی آنها را از آن چه بر اساس بند 9-20-6-3-3-3 محاسبه شده، تا ١٥٠ ميلى متر افزايش داد.

 

٩-٢٠-5-6-٣-٣ در تيرهايى كه آرماتور طولى آنها از داخل هسته‌ى محصور شده‌ى ستون عبور نمی كنند، در صورتى كه آرماتورها توسط تير ديگرى محصور نشده باشند، بايد در سراسر طول آرماتورهاى طولى كه در خارج از هسته‌ى ستون قرار دارند، از آرماتورهاى عرضى كه از ستون عبور كنند با فاصلهاى مطابق بند ٩-٢٠-6-٢-٣-٢، ونيز با رعايت بندهاى ٩-٢٠-6-٢-٣-٣ و ٩-٢٠-6-٢-٣-6، استفاده شود.

 

٩-٢٠-6-٥-4 مقاومت برشى ناحيەى اتصال تير به ستون

٩-٢٠-4-5-6-١ نيروى برشى در اتصال تير به ستون بايد در صفحه ى افقى وسط ارتفاع اين انصال و بر اساس نیرو‌های محاسبه شده در بر گره، با توجه به نیرو‌های فشاری و کششى در تيرها كه مطابق بند 9-20-6-5-2-1 به دست آمده، و نيروى برشى در ستون ها در تطابق با مقاومت خمشى محتمل تيرها، Mpr، محاسبه گردد.

 

٩-٢٠-4-5-6-٢ Φ بايد بر اساس بند ٩-٧-4-٥ (ت) محاسبه شود.

 

٩-٢٠-6-٥-4-٣ Vn در اتصال تير به ستون بايد مطابق جدول ٩-٢٠-٢ باشد.

مقاومت اسمی برشی اتصال تیر به ستون

 

4-4-5-6-20-9 سطح مقطع موثر ناحيه‌ى اتصال تير به ستون، Aj، برابر با حاصل ضرب عمق در عرض موثر ناحيه‌ى اتصال است. عمق ناحيه‌ى اتصال برابر با ارتفاع كل مقطع ستون، h، است.

عرض موثر ناحیه‌ی اتصال، به جز در مواردی كه عرض تير از عرض ستون متصل به آن كم تر است، برابر با عرض كل مقطع ستون بوده و نبايد از كمترين دو مقدار زير بيش تر در نظر گرفته شود:

الف - عرض تير به علاوهى عمق ناحيه‌ى اتصال

ب- دو برابر كوچکترین فاصله‌ی محور طولى تير تا وجوه موازى ستون با محور تير

 

 ٩-٢٠-٢-٨-۵ طول گيرایى ميلگردهاى كششى

٩-٢٠-6-٥-٥-١ طول گيرايى ميلگردها، ldh ، كه به قلاب استاندارد ختم شده‌اند ، بايد با استفاده از رابطه‌ى (٩-٢٠-١١) محاسبه شود؛ ولى نبايد كم تراز ٨ برابر قطر ميلگرد و ١٥٠ ميلى متر اختیار گردد.

طول گيرایى ميلگردهاى كششى

 

2-5-5-6-20-9 قلاب ميلگرد تيرها باید در هستەى محصور شده‌ى ستون ها و يا در اجزاى لبه‌ى ديوارها مهار شده، وخم آنها به طرف داخل ناحيه‌ى اتصال باشد.

 

٩-٢٠-5-5-6-٣ طول گيرايى ميلگردهاى مستقيم در كشش، ld، با قطر كوچكتر از 36 ميلى متر، باید برابر با بزرگترین دو مقدار (الف) و (ب) در نظر گرفته شود:

الف- در مواردى كه حداكثر ٣٠٠ ميلى متر بتن در يك مرحله در زير ميلگرد ريخته شده باشد:

2/5 برابر طول گيرايى ميلگردهاى قلاب دار، ldh ، در رابطه‌ى (٩-٢٠-١١).

ب- در مواردی کە بیش تر از ٣٠٠ ميلى متر بتن در يك مرحله در زير ميلگرد ريخته شده باشد:

3/25 برابر طول گيرايى ميلگردهاى قلاب دار، ldh، در رابطه‌ى (٩-٢٠-١١).

 

4-5-5-6-20-9 ميلگردهاى مستقيمى كه به يك اتصال ختم مى شوند، بايد از داخل هسته‌ى محصور شده‌ى ستون و يا جزء لبه‌ى ديوار عبور داده شوند. طول گيرايى مستقيم در كشش، ld برای آن قسمت از میلگردهایی كه در خارج از هسته‌ى محصور شده قرار دارند، بايد با ضريب 1/6 افزايش داده شود.

 

5-5-5-6-20-9 در ميلگردهاى آجدار سر دار كه ضوابط بند ٩-4-١١ را تامين مى كنند، طول مهارى در كشش بايد مطابق بند ٩-٢١-٣-4 و با منظور كردن 1.25fy به جاى fy محاسبه گردد؛ ولی فاصلەی مرکز به مركز بين آنها نبايد كم تر از 3db در نظر گرفته شود.