اتصال به اینترنت برقرار نیست

اتصال خود را بررسی کنید و دوباره تلاش کنید. پیش‌نویس شما در این صفحه باقی می‌ماند.

در حال بارگذاری ...
هوش مصنوعی مقررات ملی ساختمان23Gane AI

logo
homeLeftFloatShape
کتاب های مقررات ملی ساختمان
انتخاب مباحث مقررات ملی ساختمان

مبحث نهم مقررات ملی ساختمان : طرح و اجرای ساختمان های بتن آرمه (1399) | ٩-٢٠-٧ دیوار‌های سازەای با شكل پذيرى زياد (ويژه)

٩-٢٠-٧-١ ضوابط اين بند بايد در طراحى ديوارهاى سازه اى با شكل پذيرى زياد، و یا اجزاى آنها شامل تيرهاى همبند، و قطعات قائم و افقى ديوارها (شكل٩-٢٠-١)، و نيز ديوار پايه ها (جرز ديوارها) كه به عنوان قسمتى از سيستم مقاوم در برابر زلزله منظور مى شوند، استفاده شوند. ديوار پايه ها حالت خاصى از قطعات قائم ديوارى هستند كه ابعاد آنها (مطابق تعريف در فصل ٩-٢) به گونه‌ای هستند که حداکثر برش در آنها از طریق تشکیل لولای خمیری در دو انتهای دیوار پایه تعيین می شود. رعایت بند ٩-٢٠-٧-٢ در همەی دیوارها و ديوار پايه ها با شكل پذيرى زياد الزامى است. در قطعات قائم ديوار، ضوابط طراحى بر اساس دو نسبت hw/lw و lw/bw و مطابق (الف) تا (ب) اين بند تعيين مى شوند:

دیوار‌های سازەای با شكل پذيرى زياد

 

الف - در مواردى كه hw/lw < 2 و يا  6<(lw/bw) باشد، قطعه ى قائم ديوار (شكل ٩-٢٠-١) بايد مشابه ديوار سازه‌اى وبارعايت بندهاى ٩-٢٠-٧-٣، ٩-٢٠-٧-4و ٩-٢٠-٧-٩ طراحى شود.

ب - در مواردى كه hw/lw ≥ 2  و 2.5≥(lw/bw)  باشد، قطعه ى قائم ديوار يا ديوار بايه (شكل٩-٢٠-١) بايد مشابه ستون وبارعايت بندهاى ٩-٢٠-6-٣-٢ و٩-٢٠-6-٣-٣ و ٩-٢٠-6-٣-4 طراحى شود.

پ - در مواردى كه hw/lw ≥ 2 و 6≥(lw/bw)>2.5 باشد، قطعه ى قائم ديوار يا ديوار بايه را مى توان به جاى رعايت ضوابط قسمت (ب) اين بند، با رعايت بند ٩-٢٠-٧-6-١ (الف) تا ٩-٢٠-٧-6-١ (ب) طراحى نمود.

hw  ارتفاع آزاد، lw طول افقى و bw عرض قسمت جان در مقاطع ديوار پايه ى تشكيل شده از جان و بال، و يا ضخامت در ديوار پايه ى با مقطع مستطيلى است.

 

٩-٢٠-٧-٢ محدوديت هاى هندسى

٩-٢٠-٧-٢-١ در ديوارهاى سازه‌اى محدوديت هاى هندسى (الف) و (ب) زير بايد رعايت شوند:

الف - ضخامت ديوار نبايد كم تر از ١٥٠ ميلى متر اختيار شود.

ب - در ديوارهايی كه در آنها اجزاى مرزى مطابق بند ٩-٢٠-٧-4 به كار گرفته مى شوند، عرض عضو مرزى نبايد كم تراز مقدار مشخص شده در بند ٩-٢٠-٧-4-4پ باشد.

 

٩-٢٠-٧-٢-٢ در دیوارهای سازەای بايد تا حد امكان از ايجاد بازشوهاى با ابعاد بزرگ خوددارى کرد. در مواردی كه ايجاد اين بازشوها اجتناب ناپذير باشد، بايد موقعيت هندسى آنها را طورى در نظر گرفت که دیوار بتواند به صورت ديوارهاى همبسته عمل نمايد. در غير اين صورت بايد با كمك تحليل دقيق و يا آزمايش هاى مناسب، اثر وجود بازشو در عمل كرد ديوار بررسى شود.

 

٩-٢٠-٧-٢-٣ در طراحى براى خمش وبارهاى محورى در ديوارهاى با مقطع T ، U و L شكل و ساير اشكال مشابە تشکیل شده از دیوارهای متقاطع، عرض مؤثر بال، اندازه گيرى شده از بر جان در هر سمت كه در محاسبات به كار برده مى شود، نبايد بيش تر از مقادير (الف) و(ب) در نظر گرفته شود؛ مگر آن كه با تحليل دقيق تر بتوان مقدار آن را تعيين كرد.

الف- نصف فاصله‌ی بين جان ديوار تا جان ديوار مجاور؛

ب- يک چهارم ارتفاع كل ديوار در بالاى مقطع مورد نظر آن.

 

٩-٢٠-٧-٣ آرماتورهاى قائم و افقى

٩-٢٠-٧-٣-١ در ديوارهاى سازه‌اى نسبت سطح مقطع آرماتور به كل مقطع ديوار در هيج يك از دو امتداد قائم و افقى نبايد كمتر از 0.0025 باشد؛ مگر آن كه نيروى برشى طرح ديوار، Vu، از 0.083Acvλ√f'c تجاوز نكند. در اين حالت براى حداقل ميلگرد مورد نياز افقى در ديوار بايد ضوابط بند ٩-١٣-6 رعايت شوند.

 

٩-٢٠-٧-٣-٢ فاصله‌ ی مرکز تا مركز میلگردها از یک ديگر در هر دو امتداد قائم و افقى نبايد بيش تر از ٣٥٠ ميلى متر اختيار شود. ميلگردهايى كه از آنها براى تامين Vn استفاده مى شود، باید به صورت ممتد بوده و درسطح صفحه‌ی برش توزيع شوند.

 

٩-٢٠-٧-٣-٣ در دیوارهايی كه در آنها  Vu>0.17Acvλ√f'c  و یا  hw/lw ≥ 2 باشد، به کارگیری دو شبكه ی میلگرد الزامى است.

 

٩-٢٠-٧-٣-۴ میلگردها در دیوارهای سازه‌ای باید به گونه‌ای وصله یا مهار شوند كه مطابق بند‌های ٩-٢١-٣ و ٩-٢١-۴ و موارد (الف) تا (پ) این بند، در آنها امکان ایجاد تنش کششى تسليم، و fy ، به وجود آيد:

الف- آرماتورهاى طولى، به جز در قسمت فوقانى ديوار، بايد تا طولى برابر با حداقل ٣٧٠٠ ميلى متر بعد از محلی که دیگر از نظر خمشی مورد نياز نيستند، ادامه داده شوند؛ ولى در هر حال نيازى نيست كه بيش تراز ld از بالاى طبقه ى فوقانى ادامه داشته باشند.

ب- در محل هایی كه در اثر تغيير مكان هاى جانبى، احتمال تسليم آرماتورهاى طولى وجود دارد، طول مهارى آرماتورها بايد 1/25 براير طول مهارى محاسبه شده براى تسليم در كشش در نظر گرفته شود.

پ- در نواحی مرزی در مقاطع بحرانى ديوار كه در آنها در اثر تغيير مكان هاى جانبى احتمال جاری شدن آرماتور‌های طولى وجود دارد، استفاده از وصله هاى پوششى براى آرماتورهاى طولى در طولى برابر با كمترين دو مقدار 6100 ميلى متر وارتفاع طبقه، hsx، در بالاى مقطع، و ld زير مقطع مجاز نمى باشد. نيازى نيست طول hsx را بيشتر از 6100 ميليمتر در نظر گرفت. نواحى مرزى شامل قسمتهاى ذكر شده در بند ٩-٢٠-٧-4-4(الف)، وقسمتهايى به اندازه ى ضخامت دیوار از بر دیوار در هر كدام از ديوارهاى متقاطع در هر جهت مى باشند.

ت- در آرماتورها، وصله هاى مكانيكى بايد مطابق بند9-20-6-2-2-6 و٩-٢٠-6-٢-٢-٧، و وصله هاى جوشى مطابق بند ٩-٢٠-6-٢-٢-٨ در نظر گرفته شوند.

 

٩-٢٠-٧-٣-۵ دیوارها یا دیوار پایە هایی که در آنها نسبت hw/lw ≥ 2.0 بوده و از پايين سازه تا بالای دیوار به طور موثر ادامه دارند، و به گونه‌ای طراحی شده‌اند  که در آنها يك مقطع بحرانى برای خمش و بارهای محوری موجود باشد، باید دارای آرماتورهای طولی در دو انتهاى قطعه ى قائم ديوار بوده وشرايط (الف) تا (ت) در آنها رعايت شوند:

آرماتور طولی

 

پ - نبايد بيش تراز ٥٠٪ آرماتورهاى مورد نياز در بند (الف) در يك مقطع قطع شوند.

 

٩-٢٠-٧-٣-6 آرماتورهاى تيرهاى هميند بايد داراى طول گيرايى و يا وصله مطابق بندهاى ٩-٢١-٣ و ٩-٢١-4 براى توسعه ى fy، وبندهاى (الف) و (ب) باشند:

الف - اگر آرماتورهاى تيرهاى همبند بر اساس بند ٩-٢٠-6-٢-٢-١ باشند، طول گيرايى آرماتور1/25 برابر طولى است كه بر اساس تنش fy در كشش محاسبه مى شود.

ب - اگر آرماتورهاى تيرهاى همبند بر اساس بند ٩-٢٠-٧-5-4 باشند، طول گيرايى آرماتورهلى قطرى 1/25 برابر طولى است كه بر مبناى تنش fy در كشش محاسبه مى شود.

 

٩-٢٠-٧-4 اجزاى مرزى در ديوارهاى سازه‌ اى با شكل پذيرى زياد (ويژه)

٩-٢٠-٧-4-١ نياز به اجزاى مرزى ويژه در لبه‌ى ديوارها بر اساس يكى از ضوابط بندهلى ٩-٢٠-٧-4-٢ يا ٩-٢٠-٧-4-٣ تعيين مى شود. علاوه بر آن، ضوابط بندهاى ٩-٢٠-٧-4-4 و ٩-٢٠-٧-4-٥ نيز بايد رعايت گردند.

 

٩-٢٠-٧-۴-٢ در دیوارها یا دیوار پایه هایی کە در آنها  hwcs/lw≥2.0 تا بالای آن به صورت پیوسته ادامه داشته و در آنها طراحى تنها براى يك مقطع بحرانى در خمش و بار محورى انجام شده باشد، بايد ضوابط (الف) و(ب) اين بند رعايت كردند:

الف- در مواردى كه رابطه‌ى زير برقرار باشد، نواحى فشارى ديوار بايد با اجزاى مرزى ويؤه تقويت شوند.

اجزاى مرزى در ديوارهاى سازه‌اى

در رابطەی فوق، c فاصلەی محور خنٹی از دورترین تار فشارى است كه براى بار محورى ضريب دار به همراه مقاومت خمشى اسمى همساز با تغيير مكان جانبى طرح،  δu، محاسبه مى شود. نسبت  δu/hwcsنبايد كم تراز 0/005 منظور شود.

سازه های بتنی

٩-٢٠-٧-4-٣ براى طراحى اجزاى مرزى ويژه، مى توان به جاى استفاده از ضوابط بند ٩-٢٠-٧-4-٢، از ضوابط اين بند استفاده نمود.

در مواردى كه تنش فشارى بتن در دورترين تار فشارى مقطع ديوار تحت اثر تركيب بارهاى ضريبدار، شامل اثر زلزله، از 0.2f'c بيش تر باشد، بايد اجزاى مرزى ويژه بيش بينى شوند. اين اجزا را میتوان از مقطعی در امتداد ارتفاع دیوار، كه تنش فشاری بتن در آن از 0.15f'c كم تر باشد، قطع كرد. تنش فشارى بتن با فرض توزيع خطى تنش در مقطع ديوار و براساس مشخصات مقطع كل محاسبه مى شود. در ديوارهاى با مقطع U و T، بايد عرض موثر بال بر اساس ضوابط بند ٩-٢٠-٧-٢-٣ لحاظ شود.

 

٩-٢٠-٧-4-4 اگر بر اساس بندهاى ٩-٢٠-٧-4-٢ يا ٩-٢٠-٧-4-٣ به اجزاى مرزى ويزه نياز باشد، الزامات بندهاى (الف) تا (ذ) زير بايد برآورده شوند:

الف - جزء مرزى بايد به صورت افقى تا فاصلهاى برابر با بيش ترين دو مقدار C-0.1lw و c/2 از دورترین تار فشاری به سمت مركز مقطع دیوار ادامه یابد. فاصلەی محور خنثى از دورترين تار فشارى است كه تحت اثر بار محورى ضريب دار به همراه مقاومت خمشى اسمى، كه متناظر با تغيير مكان جانبى طرح، σu، به دست آورده شده است.

ب - عرض ناحيه‌ى فشارى ناشى از خمش، b، در طول افقى، كه مطابق بند (الف) به دست آورده شده است و شامل بال ديوار در صورت وجود نيز مى شود، نبايد از hu/16 كمتر باشد.

پ - در دیوارها یا دیوار پایە هایى كه hwscs/lw ≥ 2.0 بوده و به صورت پیوسته از روی شالوده تا بالای دیوار ادامه دارند، و به گونه‌ای طراحی شده‌اند  كه دارای تنها یک مقطع بحرانى براى خمش و بارهاى محورى بوده ودر آن ها C/lw ≥ 3/8 ، عرض ناحيه‌ى فشارى ناشى از خمش، b، در طولى كه مطابق بند (الف) محاسبه شده است، بايد برابر يا بزرگ تر از ٣٠٠ ميلى متر باشد.

ت - در ديوارهاى با مقطع T ، U و L ، جزء مرزى بايد عرض موثر بال در فشار را شامل شده و تا حداقل ٣٠٠ ميلى متر درون جان ادامه داشته باشد.

ث - آرماتورهاى عرضى جزء مرزى بايد ضوابط مندرج در بند ٩-٢٠ -6- ٣-٣-٢(الف) تا (ث) ونيز بند ٩-٢٠ -- ٣-٣-٣ را تامين نمايند. فاصله‌ی آرماتورهاى عرضى كه بر اساس شرط (الف) بند ٩-٢٠ -6- ٣-٣-٣ حساب شده است، بايد برابر با يك سوم كم ترين بعد عضو مرزى باشد. حداكثر فاصله‌ی عمودى آرماتورهاى عرضى در جزء مرزى بايد مطابق جدول ٩-٢٠-٣ باشد.

ج - جزئيات آرماتورهاى عرضى بايد به گونه اى باشند كه فاصله hx بين آرماتورهاى طولى در امتداد محيط جزء مرزی، كه دارای تكيه گاه جانبى هستند از كمترين دو مقدار 350 ميليمتر و دو سوم ضحامت جزء مرزی بیشتر نباشد. تکیه گاه جانبی از طریق قلاب لرزەگیر در انت‌های يک تنگ عرضی و یا گوشه یک دورگير تأمين مى شود. طول هر ساق يك دور گير نبايد از دو برابر ضخامت جزء مرزی بیش تر بوده و طول پوششى دو دورگير مجاور نبايد از كوچكترين دو مقدار ١٥٠ ميلى متر و يا دو سوم ضخامت جزء مرزى كم تر باشد.

چ - مقدار آرماتور عرضى مطابق زير تعيين مى شود:

طراحی اسکلت بتنی

ح - مقاومت مشخصه بتن در جزء مرزى در محدوده ضخامت دال نبايد از ٧٠٪ مقاومت مشخصه f'c ديوار كمتر باشد.

خ - آرماتورهاى طولى ديوار در محدوده ى جان بايد در فاصله اى مطابق بند ٩-٢٠-٧-4-٢ (ب) در بالا و پایین مقطع بحرانی دارای تکیه گاه جانبی شامل گوشه ی یک دورگیر و یا یک سنجاقی با قلاب لرزه‌اى در دو انتها باشند. فاصله‌ی قائم آرماتورهاى عرضى از يكديگر نبايد از ٣٠٠ ميلى متر بيش تر بوده، وقطر آن ها بايد مطابق بند ٩-٢١-6-٢-٢ تعيين شود.

د- در مواردى كه مقطع بحرانى ديوار در تراز تحتانى آن واقع شده باشد، لازم است آرماتورهاى عرضى اجزاى مرزى آن مقطع براساس ضوابط بند ٩-٢٠-٧-٣-4، به اندازه ى حداقل ld  كه براى بزرگترین میلگرد طولی عضو مرزی محاسبه شده است، در داخل تکیه گاه دیوار ادامه يابند. در صورتی كه عضو مرزى ويؤه بايد بر روى بى، شالودهى سراسرى، و يا سر شمع ختم شود، آرماتورهاى عرضى عضو مرزى ويؤه به اندازهى مقدار به دست آمده از بند ٩-٢٠-٩-٢-٣ وحداقل 300 ميلى متر، در داخل بى يا سر شمع ادامه يابند (شكل ٩-٢٠-٢). در پی ها به جاى ld مى توان از ldh بافرض 1.25fy استفاده نمود.

ذ- آرماتور‌های افقی در جان دیوار باید تا ١۵٠ میلی مترى انتهلى ديوار ادامه يابند. اين آرماتورها باید در هستهی محصور شدەی اجزاى مرزى با استفاده از قلاب هاى استاندارد و يا آرماتورهاى سر دار، به گونه اى مهار شوند كه بتوانند تنش حد تسليم، fy، را تحمل نمايند. در صورتى كه عضو مرزی محصور شده دارای طول کافی برای مهار آرماتورهاى افقى ديوار بدون قلاب انتهايى باشد، و Asfy/s آرماتور افقى جان بزرگتر از Asfyt/s آرماتور عرضى عضو مرزى موازى با آرماتور جان نباشد، مى توان از آرماتورهاى افقى بدون قلاب استاندارد و يا غير سر دار استفاده نمود.

 

٩-٢٠-٧-4-٥ در مواردى كه بر اساس بندهاى ٩-٢٠-٧-4-٢ يا ٩-٢٠-٧-4-٣ به اجزاى مرزى ويزه نيازى نباشد، ضوابط (الف) و(ب) بايد رعايت شوند:

الف- در مواردى كه نسبت آرماتورهاى طولى عضو مرزى ديوار از 2.8 بر روی fy تجاوز نمايد، آرماتورهاى عرضى عضو مرزى، مطابق شكل ٩-٢٠-٢، بايد در طولى مطابق بند ٩-٢٠-٧-4-4 (الف) ضوابط بندهاى 9-20-6-3-3-2(الف) تا (ث) را تامين نمايند. فاصله‌ی قائم اين آرماتورهاى عرضى بايد مطابق باجدول ٩-٢٠-٣ باشد.

فاصله عمودی آرماتورهای عرضی در المان مرزی

ب- در دیوارها، به جز در مواردى كه Vu در صفحه ى ديوار از 0.083Acvλ√f'c  كم تر است، آرماتور‌های افقى كه به لبههاى انتهايى ديوارهاى بدون اجزاى مرزى ختم مى شوند، بايد داراى قلاب انتهایی استاندارد که آرماتور‌های طولی لبه را در بر میگیرد، باشند. به جاى قلاب انتهايى استاندارد فوق می‌توان از آرماتورهاى U شكل كه با قطر و فاصله‌ی يكسان با آرماتورهاى عرضی بوده و به آنها وصله شده اند، استفاده نمود.

الزامات اجزای مرزی در دیوارهای سازه ای

 

 

٩-٢٠-٧-٥ تيرهاى همبند در ديوارهاى هم بسته

٩-٢٠-٧-۵-١ در تیرهای همبند که در آنها نسبت طول دهانهی آزاد به ارتفاع تير مساوى يا بزرگتر از ٢ مى باشد، (ln/h ≥ 4) بايد الزامات بند ٩-٢٠-۶-٢، با فرض آن كه لبه هاى ديوارها به عنوان تکیه گاه‌های ستونی عمل میکنند، رعایت شوند. در صورتی که بتوان نشان داد تير داراى بايدارى جانبى مناسب است، لزومى به اعمال ضوابط بند ٩-٢٠-6-٢-١-١(ب) و(پ) نمى باشد.

2-5-7-20-9 در تیر‌های همیند که در آنها نسبت طول دهانەی آزاد به ارتفاع، کوچکتر از ٢ بوده ( ln/h < 2 )، و Vu≥0.33λ√f'cAcw مى باشد، بايد از دو گروه آرماتورهاى قطرى متقاطع كه نسبت به مركز تير متقارن مى باشند، استفاده كردد. در صورتى كه با حذف سختى و مقاومت جانبى تيرهاى همبند، توانايى باربرى قائم آنها، امكان خروج اضطرارى از ساختمان، و يا انسجام اجزاى غير سازه‌اى واتصالات آنها به سازه حفظ كردند، رعايت اين ضابطه الزامى نيست.

 

٩-٢٠-٧-٥-٣ در تيرهاى همبندى كه هيچ كدام از شرايط بندهاى ٩-٢٠-٧-٥-١ يا ٩-٢٠-٧-5-٢ وجود ندارد، مى توان از دو گروه آرماتورهاى قطرى متقاطع كه به صورت متقارن نسبت به مركز تير قرار داده شده‌اند ، يا از آرماتورهايى مطابق ضوابط بندهاى ٩-٢٠-6-٢-٢، ٩-٢٠-6-٢-٣، ٩-٢٠-6-٢-4، وبا منظور نمودن اجزاى مرزى ديوارها به عنوان تكيه گاه هاى ستونى، استفاده نمود.

 

٩-٢٠-٧-4-5 در تيرهاى همبندى كه با دو گروه آرماتورهاى متقاطع ومتقارن نسبت به مركز تير، تقويت شده‌اند ، بايد دو بند (الف) و(ب) و يكى از بندهاى (پ) يا (ت) را رعايت نمود؛ در اين حالت نيازى به رعايت بند ٩-١١-٨ نمى باشد.

الف - Vn از رابطەی زير محاسبه گردد:

تيرهاى همبندى كه با دو گروه آرماتورها

در رابطه‌ی فوق،  α زاویه ى بين آرماتورهاى قطرى ومحور طولى تير هميند مى باشد.

ب- هر گروه میلگردهاى قطرى بايد حداقل از 4 ميلكرد، در دو يا چند لايه تشكيل شود.

پ- هر گروه میلگرد‌های قطرى بايد با آرماتورهاى عرضى با خطوط مستقيم كه بعد بيرونى آن ها در امتداد موازی با عرض جان تیر همبند، bw، برابر با حداقل bw/2 بوده، و در امتداد دیگر برابر با حداقل bw/5 باشد، محصور شود (شكل ٩-٢٠-٣ الف). آرماتورهاى عرضى بايد مطابق بندهاى ٩-٢٠-6-٣-٣-٢ (الف) تا (ت) بوده، ومقدار Ash نبايد از بيش ترين دو مقدار زير، كمتر اختيار شود:

حداقل آرماتور

 

به منظور محاسبه‌ى Ag ، فرض مى شود پوشش بتن مطابق بند 4-٩ در هر چهار طرف هر گروه از آرماتورهاى قطرى موجود است. فاصله‌ی آرماتورهاى عرضى در امتداد آرماتورهاى قطرى بايد مطابق بند 9-20-6-3-3-3 (پ) باشد، واز شش برابر قطر اسمى كوچكترين آرماتور قطرى بیش تر نباشد؛ و نیز فاصله‌ی سنجاقىها و يا ساق تنگ ها از يك ديگر از 350 ميلى متر بيش تر نباشد. آرماتورهاى عرضى بايد در محل تقاطع آرماتورهاى قطرى نيز پيش بينى شوند. در محل تقاطع آرماتور‌های قطری، آرایش آرماتور‌های عرضی را به شرطی كه فاصله‌ی آنها از یک ديگر و نيز محدوديت هاى نسبت حجمى تغيير نكنند، مى توان تغيير داد. در اطراف محيط مقطع تير بايد مقدارى فولاد طولى وعرضى اضافى، با سطح مقطعى در هر امتداد برابر با حداقل 0.002bwS و به فاصله‌ی حداكثر ٣٠٠ میلى متر از يک ديگر قرارداد.

ت- آرماتورهاى عرضى بايد در تمام سطح مقطع تير مطابق بندهاى ٩-٢٠-6-٣-٣-٢ (الف) تا (ث)، وبا منظور نمودن Ash حداقل برابر با بيش ترين دو مقدار زير، قرار داده شوند (شكل ٩-٢٠-٣ ب):

 

مبحث 9 ویرایش 1399

 

فاصله‌ی آرماتورهاى عرضى از يك ديگر نبايد از كمترين دو مقدار شش برابر قطر اسمى كوچكترين آرماتورهاى قطرى و ١٥٠ ميلى متر، بيشتر باشد. فاصله‌ی سنجاقی ها و يا ساق دورگيرها در امتدادهاى قائم و افقى در صفحه سطح مقطع تير نبايد از ٢٠٠ ميلى متر تجاوز نمايد. سنجاقىها و ساق تنگ ها بايد آرماتورهاى طولى با قطرى برابر يا بزركتر از قطر خود رادر بر گيرند. آرايش تنگ ها را مى توان مطابق مشخصات بند 9-20-6-2-3-6 انتخاب نمود.

تیرهای هم بندی با آرماتور قطری

 

٩-٢٠-٧-۶ دیوار پايه ها

٩-٢٠-٧-۶-١ در ديوار پايه ها (جرز ديوارها) بايد ضوابط مربوط به ستون ها در قاب هاى با شكل يذيرى زياد، موضوع بندهاى 9-20-6-3-2، ٩-٢٠-6-٣-٣، و 9-20-6-3-4، و با منظور نمودن سطوح فوقانی و تحتانی ارتفاع آزاد دیوار پايه به عنوان بر گرهها، رعایت شوند. در ديوار پایەهایی كه در آنها lw/bw ≥ 2.5 است، می‌توان به جاى استفاده از بندهاى مربوط به ستون ها، ضوابط (الف) تا (ج) اين بند را به كار برد:

الف - نيروى برشى طرح، Vn، بايد مطابق بند 9-20-6-3-4-1 به نحوى كه سطوح فوقانى و تحتانی ارتفاع آزاد دیوار پایه به عنوان بر اتصال منظور گردند، محاسبه شود. در مواردی که بر اساس ضوابط مبحث ۶ مقررات ملى ساختمان، سيستم سازاى مقاوم در برابر زلزله بايد براى زلزله تشديد يافته طراحى شود، نيازى نيست اين برش از Ω0 برابر برش ضريب دار به دست آمده از تحليل سازه براى اثرات زلزله بيش تر منظور شود.

ب - مقدار c و آرماتورهاى برشى بايد مطابق ضوابط بند ٩-٢٠-٧-٩ محاسبه شوند.

پ - میلگرد‌های عرضی باید از نوع دور گیر باشند؛ به جز در مواردی كه از آرماتورهاى برشى افقى تک ساق و فقط در يك سفره به موازات lw استفاده شده باشد. اين آرماتورهاى تك ساق بايد در دو انتها به خم های ١٨٠ درجه که آرماتور‌های طولی انتهای ديوار پايه را در بر می گيرند، ختم شوند.

ت - فاصله‌ی قائم آرماتورهاى عرضى از يك ديگر نبايد از ١٥٠ ميلى متر بيش تر باشد.

ث - آرماتور‌های عرضی باید حداقل تا ٣٠٠ میلى متر فراتر از ارتفاع آزاد در بالا و پايین دیوار پايه ادامه يابند.

ج - پیش بینى اجزاى مرزى ويژه، در صورتى كه بر اساس بند ٩-٢٠-٧-4-٣ نياز باشند، الزامى است.

 

٩-٢٠-٧-۶-٢ در دیوار پایه‌های واقع در لبه‌ى خارجى ديوارها، در قطعات مجاور بالا وبايين دیوار پایه باید آرماتورهاى افقى براى انتقال نيروى برش طرح از ديوار بايه به اين قطعات پيش بينى شوند (شكل ٩-٢٠-4).

طراحی دیوارهای سازه ای

 

٩-٢٠-٧-٧ درزهاى واريز در ديوارها

٩-٢٠-٧-٧-١ درزهاى واريز در ديوارها بايد مطابق بند ٩-٢٢-٥-6 بوده و سطوح تماس آن ها زبرى مورد نظر در حالت (ب) جدول ٩-٨-١ را دارا باشند.

 

٩-٢٠-٧-٨ ديوارهاى ناپيوسته

٩-٢٠-٧-٨-١ آرماتور گذاری ستون هایی كه در زير ديوارهاى ناپيوسته قرار دارند، بايد مطابق بند ٩-٢٠-6-٣-٣-٧ باشد.

 

٩-٢٠-٧-٩ ضوابط طراحی دیوار‌های سازەاى در برش

٩-٢٠-٧-٩-١ در ديوارهاى سازه اى Vu  از تحليل سازه زير اثر بارهاى ضريب دار قائم وجانبى ناشی از زلزله، و با توجه به تر کیب‌های ضریبدار این بارها به دست مى آيد.

٩-٢٠-٧-٩-١-١ نيروى برشى طرح Ve مطابق زير محاسبه مى شود:

دیوار‌های سازەاى در برش

در اين رابطه Vu نيروى برشى است كه از تحليل سازه بر اساس مبحث ششم مقررات ملى ساختمان به دست مى آيد. Ωv ضريب اضافه مقاومت است كه بر اساس جدول ٩-٢٠-4 تعيين میشود.

ضریب اضافه مقاومت در مقطع بحرانی

در صورتى كه hwcs/lw<2 باشد، مقدار ωv را مى توان برابر 1/0 فرض نمود. در غير اين صورت  ωv از رابطه‌ى زير محاسبه مى شود:

مهندس معماری

در صورتيكه محاسبات سازه با روش ديناميكى خطى انجام شده باشد نيازى نيست مقدار  ωv بيشتراز مقدارى كه از رابطه زير به دست مى آيد منظور شود.

سازه بتنی

مقدار اگر ns نبايد كم تراز اگر 0.00028hwcs منظور شود. ( hwcs بر حسب ميليمتر است)

 

٩-٢٠-٧-٩-٢ مقاومت برشى اسمى ديوار، Vn، نبايد از مقدار رابطه‌ى (٩-٢٠-١٩) بيش تر در نظر گرفته شود:

مبخث نهم مقررات ملی ساختمان

در اين رابطه αc ضريبى است كه مطابق (الف) تا (پ) اين بند محاسبه مى شود:

الف - در ديوارهايى كه در انها نسبت hw/lw بزرگ تر يا مساوى 2 است: αc = 0.17؛

ب- در دیوارهایی كه در أنها نسبت hw/lw كوچكتر يا مساوى 1/5 است: αc = 0.25 ؛

پ- در ديوارهايى كه در آنها نسبت  hw/lw بين 1/5 و 2 است، ضريب αc با درون يابى خطى بين اعداد فوق تعيين مى شود.

 

٩-٢٠-٧-٩-٣ در تعيين مقاومت برشى اسمى ديوار، Vn ، براساس بند ٩-٢٠-٧-٩-٢ در قطعات افقى يا قائم يك ديوار، مقدار ضريب αc بايد براى بيش ترين مقدار  hw/lw برای كل دیوار و قطعه ى مورد نظر منظور شود.

 

٩-٢٠-٧-٩-۴ میلگرد‌های برشی در دیوارها باید در صفحەی دیوار در دو جهت عمود بر هم توزيع شوند. در صورتى كه مقدار hw/lw كمتر از ٢ باشد، نسبت سطح مقطع ميلگرد قائم به مقطع بتنى،  pl نبايد كمتر ازمقدار نظير براى ميلگرد افقى برشى،  pt، در نظر گرفته شود.

 

٩-٢٠-٧-٩-۵ در دیوارهایی كە متشکل از تعدادی قطعه دیوارى قائم بوده و نيروى جانبى مشتركى را تحمل مى كنند، Vn در كل نبايد بيش تراز 0.66Acv√f'c، ودر هر يك از قطعات به تنهايى نبايد بيش تراز 0.83Acw√f'c منظور گردد. Acw سطح مقطع كل بتن محدود به عرض ضخامت جان و مجموع طول مقاطع ديوارى، و Acw، سطح مقطع هر قطعه ى ديوارى مى باشد.

 

٩-٢٠-٧-٩-۶ مقاومت برشى نهايى در قطعات افقى ديوارها ودر تيرهاى همبند در ديوارهاى همبسته،  Vn ، نبايد بيش تراز 0.83Acw√f'c در نظر گرفته شود.  Acw، سطح مقطع بتن يك قطعه ى افقى ديوار و يا تير هم بند است.

 

٩-٢٠-٧-٩-٧ در صورتى كه ديوار يا ديوار پايه ها بر اساس بند ٩-٢٠-٧-4-٢ محاسبه شوند، نيازى به رعايت بند ٩-٧-4-٥-الف نيست.

 

٩-٢٠-٧-١٠ ضوابط طراحی دیوار‌های سازەای شكل پذیر در خمش و بار محورى

٩-٢٠-٧-١٠-١ ديوارهاى سازاى واجزايى از آن ها كه تحت اثر هم زمان بارهاى محورى وخمش قرار دارند، بايد مطابق ضوابط بند ٩-٨-٣ طراحى شوند. تاثير بتن و آرماتورهاى طولى كه به نحو مناسبی مهار شده‌اند  و در عرض موثر بال ديوار، اجزاى لبه، و يا جان ديوار قرار دارند، وهم چنين اثر بازشوها، بايد در محاسبات منظور كردند.

 

٩-٢٠-٧-١١ ديوارهاى برشى هم بند شكل پذير

٩-٢٠-٧-١١-١ در ديوارهاى برشى همبند شكل پذير، ضوابط اين قسمت بايد رعايت شوند.

 

٩-٢٠-٧-١١-٢ درهر يک از ديوارها نسبت  hwcs/lw ≥ 2 بوده و ضوابط بند ٩-٢٠-٧ رعايت شوند.

 

٩-٢٠-٧-١١-٣ در تيرهاى هميند، ضوابط بند ٩-٢٠-٧-٥ وموارد (الف) تا (پ) رعايت شوند:

الف - در تيرهاى همبند در تمام طبقات ساختمان بايد نسبت   ln/h ≥ 2 رعايت شود.

ب - در تمام تيرهاى همبند در يك طبقه بايد نسبت  ln/h ≤ 5 براى حداقل ٩٠٪ طبقات ساختمان رعايت شود.

پ - رعايت بند ٩-٢٠-٧-٣-6 براى هر دو انتهاى تيرهاى همبند ضرورى است.